جایگاه زنان در تامین اجتماعی

تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۸۹ – ۸:۰۹ ق.ظ
رقیه مرادی
حدود چهاردهه است که زنان حضوری فعال و چشم‏گیر در عرصه‏ های گوناگون اجتماعی اعم از فرهنگ و اموزش – اقتصاد – سیاست – صنعت و هنر یافته‏اند. این حضور با اهدافی مختلف از قبیل کسب هویت مستقل اجتماعی و مشارکت در مخارج خانواده یا سرپرستی آن صورت می‏گیرد. اکثریت آنان جهت رفع نیازمالی خود یا خانواده‏ای که سرپرستی می‏کنند، وارد بازار کار می‏شوند. به‏عبارت دیگر از حوزه‏ی خصوصی و خانوادگی، که قوانین خاص خود را دارد، به حوزه‏ی عمومی پای می‏گذارند. ولی آیا قوانین حاکم بر جامعه بیان‏گر و حافظ منافع انان هست؟

درهرجامعه‏ ای قوانین بر اساس مقتضیات و نیازهای افراد آن و جهت رفاه اکثریت و هم‏چنین برای قانون‏مند شدن روابط آن‏ها تدوین می‏شود. مروری اجمالی بر بخشی از قوانین جاری یعنی قانون تامین اجتماعی، که در خصوص زنان است و هم اکنون اجرا می‏شود موضوع را روشن‏‏تر می‏کند. در موارد بسیاری قوانین تبعیض‏آمیزی برای زنان هم چنان مشاهده می‏شود.
درقانون بازنشستگی، طبق تبصره ۴ ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی با عنوانِ بخش‏نامه‏ی ۲۳ مستمری‏ها” چنین گفته می‏ شود:
“زنان کارگر با داشتن ۲۰ سال سابقه‏ی پرداخت حق بیمه و ۴۲ سال سن به شرط پرداخت حق بیمه با ۲۰ روز حقوق می‏توانند بازنشسته شوند. مبلغ مستمری استحقاقی کسانی که بر اساس شرایط مقرر در این تبصره بازنشسته می‏شوند از مقررات راجع به حداقل مستمری تبعیت نمی‏کند” ( موضوع ماده ۱۱۱ قانون)
به‏ عبارت دیگر، این افراد در صورتی‏که مستمری استحقاقی آن‏ها کم‏تر از حداقل مستمری زمان ِبرقراری ‏شود، به میزان حداقل افزایش نمی‏یابد. در حقیقت مستمری این افراد با توجه به این‏که میزان حقوق دریافتی آنان معمولا در حدود حداقل دست‏مزد بوده و ملاک محاسبه برای تعیین مستمری استحقاقی میانگین دو سال آخر ضرب در سابقه، تقسیم بر ۳۰ می باشد، به دو سوم این میانگین کاهش می‏یابد و با توجه به این‏که هر سال درصدی به میزان مستمری‏ها افزوده می‏شود، این زنان هیچ‏گاه نمی‏توانند حقوقی مانند دیگر افراد (کسانی که حداقل مستمری یا حقوق را دریافت می‏نمایند) داشته باشند. این تبعیض در حالی صورت می‏گیرد که تبصره‏های ۱ الی ۳ ماده ۷۶ تا تاریخ ۱۴/۷/۸۰ همه‏ی افراد را اعم از مرد یا زن در صورت دارا بودن ۱۰ سال سابقه‏ی کار و داشتن ۵۵ سال سن برای زنان و ۶۰ سال برای مردان، مشمول دریافت حداقل مستمری می‏داند. به‏عبارت دیگر زنی که دارای ۴۲ تا ۵۴ سال سن بوده و به هر علت اعم از فرسایش کاری، فشارهای خانوادگی  یا متشنج بودن محیط کار نتواند به‏کار کردن ادامه دهد و ناچار به بازنشستگی شود، محکوم به دریافت مستمری زیر حداقل برای تمام عمر خواهدبود.
در قسمت بازماندگان طبق ماده‏ی ۸۲ قانون تامین اجتماعی در صورت فوت بیمه شده یا مستمری‏بگیر، همسر و بازماندگان او با شرایط زیر می‏توانند از مستمری استفاده کنند:
۱- شوهر مشروط به این‏که اولا تحت تکفل زن بوده و ثانیا سن او از شصت سال متجاوز باشد یا طبق نظر کمیسیون پزشکی موضوع ماده ۹۱ این قانون، از کار افتاده بوده و در هر حال مستمری از سازمان دریافت نکند.
۲- فرزندان در صورت حائز بودن شرایط زیر:
الف: پدر آن‏ها در قید حیات نبوده یا واجد شرایط مذکور در بند اول این ماده باشد و از مستمری دیگری استفاده نکند.
ب: سن آن‏ها کم‏تر از ۱۸ سال تمام باشد و یا منحصرا به تحصیل اشتغال داشته باشد تا پایان تحصیل و یا به‏علت بیماری و نقص عضو طبق گواه کمیسیون پزشکی قادر به‏ کار نباشد .
۳- پدر و مادر در صورتی‏که اولا تحت تکفل او بوده ثانیا سن پدر از شصت سال و سن مادر از ۵۵ سال تجاوز کرده باشد و یا آن‏که به تشخیص کمیسیون پزشکی موضوع ماده ۹۱ این قانون از کارافتاده باشند. در هر حال مستمری دیگری از سازمان دریافت ندارد.
در واقع فرزندان در صورت داشتن پدر (در قید حیات بودن او) حتا اگر پدر تمکن مالی نداشته، بیمار یا بی‏کار باشد و یا صرفا حداقل مستمری را از سازمان دریافت نماید، نمی‏توانند از مستمری مادری که ۱۰ تا ۳۰ سال سابقه‏ی پرداخت حق بیمه دارد، بهره‏مند شوند. در واقع فرزندان علاوه بر ضایعات روحی و روانی ناشی از فوت مادرِ شاغل یا مستمری‏بگیر درآمد او را، که قسمتی از در آمد خانواده را تشکیل می‏دهد، از دست می‏دهند. بدیهی است که فرزندان این خانواده‏ها پس از این شوک ناگهانی معنوی و مادی، در سنین کودکی اجبارا ترک تحصیل می‏کنند و برای جبران هزینه‏های زندگی وارد بازار کار می‏شوند.
چه بسیارند این‏گونه زنان که به علت اعتیاد همسران‏شان خود سرپرست خانواده شده و شاغل شده‏‏اند، ولی فرزندان به‏علت وجود پدری ناتوان و مبتلا به موادمخدر و نداشتن حضانت مادر (قبل از فوت او) نتوانسته‏اند مدارکی جهت برقراری مستمری ارائه کنند و از سر استیصال جهت تامین معاش خود به فروش و مصرف موادمخدر و یا خودفروشی روی آورده‏اند.
اگر بپذیریم که خانواده واحد طبیعی و اساسی جامعه است و مستحق حمایت از جانب جامعه و دولت است، بنابراین مقررکردن شرایط متعدد و دشوار برای بهره‏مندی از مستمری حداقلی چه ضرورتی دارد؟ مستمری که می‏تواند صرفا نیازهای اولیه‏ی خانواده‏هایی که سرپرست خود را از دست داده‏اند برآورده کند؟
در بند ۳ ماده‏ی ۸۰ قانون تامین اجتماعی چنین می‏خوانیم:
” برقراری مستمری بازماندگان بیمه‏شدگانی که از ۲۷/۷/۷۶ به‏ بعد فوت می‏نمایند موکول به این است که در ظرف ده سال قبل از تاریخ فوت، حداقل یک‏سال سابقه‏ی پرداخت حق بیمه را که ۹۰ روز آن در آخرین سال حیات بیمه شده واقع شده باشد، داشته باشند.”
پس اگر چنانچه این ۹۰ روز(۳ماه ) را نداشته باشند فقط در صورت داشتن ۲۰ سال سابقه‏، مستمری جهت بازماندگان برقرار می‏شود و در صورت دارا بودن سابقه ۱۰ تا ۲۰ سال، مبلغی تحت عنوان غرامت مقطوع فوت، به نسبت سال‏های پرداخت حق بیمه و با در نظر گرفتن تاریخ فوت، به بازماندگان بطور یک‏جا پرداخت می‏شود. حال حتا اگر کارگری از یک تا ۹ سال سابقه داشته باشد و ظرف یک‏سال قبل از تاریخ فوت ۹۰ روز سابقه را نداشته باشد، هیچ مبلغی به بازماندگان او پرداخت نمی‏شود. دلیل قانون‏گذار نیز همان قطع رابطه‏ی بیمه‏پردازی ظرف یک‏سال قبل از تاریخ فوت می‏باشد. با در نظر داشتن شرایط کنونی جامعه و تعطیل شدن اکثر صنایع کشور و بی‏کاری خیل عظیمی از کارگران به نظر نمی‏رسد جز تغییر قوانین موجود، چاره‏ای باشد که حداقل پاسخ‏گوی نیازهای جامعه‏ای با این فقر روزافزون باشد. آمار حوادث روزنامه‏ها خود حکایت از جامعه‏ای به‏شدت فقر زده است که دچار خود ویران‏گری شده است.
اگر سری به شعب مختلف تامین اجتماعی بزنیم، زنان و کودکانی را خواهیم دید که این بی‏عدالتی‏های قانون گریبان‏شان را گرفته ، ناامید و مایوس از هر حمایتی با این سوال بزرگ روبرویند:” پس ما چگونه باید زندگی کنیم؟ مشاهدات من به عنوان کارشناس، بیان‏گر مشکلات فراوانی در این زمینه است:
به نظر ۶۰ ساله می‏آمد. خانمی با دستان خشن و چهره‏ای پر از چین‏های عمیق بر پیشانی و زیر گونه. اما فقط ۴۸ سال داشت. با ۲۰ سال سابقه‏ی کار حدود سه سال پیش بازنشسته شده بود. (طبق قانون تبصره ۴ ماده ۷۶) میزان مستمری دریافتی‏ اش فقط ۵۷هزارتومان بود. می‏ گفت:
“شوهرم سمسار دوره‏گرد بود که سه سال پیش بر اثر سکته‏ی مغزی فلج و زمین‏گیر شد. من نیز به ناچار بازنشسته شدم. ۴ فرزند دارم که فقط اولی که دختر است ازدواج کرده و بقیه در خانه ‏اند.با این حقوق بازنشستگی به ناچار برای تامین مخارج خانواده باز هم باید کار کنم. به همراه بچه‏ها در خانه سری‏دوزی می‏کینم. خیلی سعی کردم که بچه‏هایم درس بخوانند تا سرنوشتی مثل من پیدا نکنند.”
زن دیگری که شوهرش بر اثر اعتیاد متواری بود و برای مراقبت از سه فرزندش اجبارا با ۲۰ سال سابقه بازنشسته شده بود، می‏گفت ۷۶ هزارتومان مستمری می‏گیرد و چون ۹۰ هزار تومان بابت اجاره‏ی یک اتاق پرداخت می‏کند، بازهم باید کار کند. آن‏ هم کاری که در خانه باشد. مثل سبزی پاک کردن و کارهایی از این قبیل تا کفاف مخارج خانواده‏اش را بدهد. بچه‏ها هم علاوه بر انجام تکالیف‏شان به ناچار درکارهای این‏چنینی سهیم می‏شوند. چه بسا این گونه کارهای خانگی ومشترک در درازمدت، از اهمیت تحصیل کودکان می‏کاهد و منجر به ترک تحصیل آنها می‏شود.
در ده سال اخیر، به علت افزایش درصد بی‏کاری و اعتیاد و در نتیجه‏ تلاشی خانواده‏ها، همسران معتادان که اکثرا جوانند و دارای یک یا چند کودک خردسال هستند از سر استیصال مجددا به خانواده‏ی پدری و مادری (درصورت فوت پدر) باز می‏گردند. چرا که محل امن دیگری ندارند. حال مخارج این افراد نیز به دوش پدر ومادر و درصورت فوت او مادر می‏افتد. مادری که خود مبلغی ناچیز به عنوان حقوق دریافت می‏کند باید این تعداد را نیز پذیرا باشد.
تا قبل از دوم آذر ۸۰ (طبق بخشنامه‏ی ۱۱ مستمری‏های قانون تامین اجتماعی ) این فرزندان مطلقه حق گرفتن مستمری را نداشتند ولی از این تاریخ به بعد با تصویب قانونی در شورای عالی تامین اجتماعی تحت عنوان بخش‏نامه دوم بهمن مستمری‏ها، این افراد مجددا امکان برقراری مستمری را یافتند. البته ناگفته نماند که این مصوبه نیز بر اثر اعتراضات بسیاری از مستمری‏بگیران تصویب شد. در صورت فوت پدر و حتی مادر و مختومه شدن پرونده‏ی این فرزندان، دختران امکان دریافت حداقل مستمری را پیدا کردند که این نیز از موارد تبعیض‏آمیزی است که در قانون اعمال می‏شود یعنی زنانی که با تبصره ۴ ماده ۷۶ با ۲۰سال سابقه‏ی پرداخت حق بیمه بازنشسته می‏شوند، حق گرفتن حداقل مستمری را نداشتند. ولی در مورد بالا دختران مطلقه در صورت فوت پدر ومادر از حداقل مستمری بهره‏مند می‏شوند. درحقیقت زنان شاغل که ۲۰ تا ۳۰ سال حق بیمه پرداخت می‏کنند یا از حداقل مستمری استفاده نمی‏کنند و یا در صورت فوت آنان فرزندان‏شان درصورت زنده بودن پدر نمی‏توانند از مستمری آنان استفاده کنند. به این ترتیب از این طریق درآمدی برای سازمان ایجاد می‏شود ولی بازگشتی وجود ندارد. یعنی بخشی از حق بیمه‏ای که زنان می‏پردازند. نه خود حق استفاده از این ذخیره را دارند ونه فرزندان‏شان. بنابراین بخشی از بارمالی سازمان به دوش آنان می‏باشد. ضمنا این گونه زنان حتی در صورت داشتن فرزندان تحت تکفل مانند مردان نمی‏توانند از حق عائله‏مندی و اولاد همزمان استفاده نمایند. طبق بخش‏نامه‏ی ۹ مستمری‏ها که در تاریخ نه اردیبهشت ۷۱ تصویب شد:” مستمری‏‏بگیران زن بازنشسته واز کارافتاده کلی در صورتی که از کمک هزینه‏ی عائله‏مندی برخودار می‏شوند که درعین حال دارای سه شرط زیر باشند:
الف) شوهر نداشته باشند. ب) دارای فرزندان پسری باشند که سن آنان از ۱۸ سال تجاوز نکرده  یا منحصرا به تحصیل اشتغال داشته باشند و یا به علت بیماری و نقص عضو گواهی کمیسیون‏های پزشکی موضوع ماده‏ی ۹۱ قانون قادر به کار نباشند و در مورد فرزندان دختر در صورتی که دارای تمکن مالی وشوهر نبوده و اشتغال به کار نداشته باشند.
ج) به تنهایی متکفل مخارج فرزندان مذکور باشند و لذا تاکید می گردد که صرفا”نداشتن شوهر” موجب پرداخت کمک هزینه‏ی عائله‏مندی به زنان بازنشسته و از کارافتاده‏ی کلی نخواهد بود. بلکه می‏باید مستند به مدارک اثبات گردد که زن مزبور به تنهایی عهده‏دار تامین مخارج فرزندان می‏باشد.
یعنی این‏گونه زنان باید سرپرست خانواده بودن خود را با هزار دلیل ومدارک اولا اثبات کنند، ثانیا در صورت اثبات، فقط از حق عائله‏مندی می‏توانند استفاده کنند و حق اولاد به آنان پرداخت نمی‏شود. به نظر می‏رسد که این‏گونه زنان حتی در نقش سرپرست خانواده هم باز از دید قانون فقط بخشی از حق مردان را می‏توانند داشته باشند، تمام آن را، طبق مواد ۸۰ الی۸۳ قانون تامین اجتماعی درخصوص بازماندگان واجد شرایط متوفی (بیمه‏شده‏ی مرد) جهت دریافت مستمری همسر ۵۰درصد از مستمری استحقاقی و در صورت تعدد زوجات سهم مذکور به تساوی بین آنان تقسیم می‏شود.یعنی در صورت داشتن دو همسر هر یک ۲۵ درصد ( مساوی با سهم فرزندان و در صورت داشتن سه همسر ( هریک ۶/۱۶ درصد) از مستمری استحقاقی متوفی را دریافت می‏نمایند. فرزندان هریک ۲۵ درصد و پدر ومادر درصورت تحت تکفل بودن در زمان حیات متوفی هر یک ۲۰ درصد سهم مستمری استحقاقی را دریافت می‏نمایند.
همان طور که مشاهده می شود در صورتی که متوفی دارای فرزند واجد شرایط دریافت مستمری نبوده  یا پدر ومادر نداشته باشد، زن مستمری‏بگیر بازمانده ۵۰ درصد از مستمری شوهرش را دریافت می‏کند. درحقیقت با فوت مستمری‏بگیر، حقوق او به میزان نصف کاهش می‏یابد و به همسرش پرداخت می‏شود که هم چنان باید پذیرای فرزندان و خانواده‏های آنان است. این در حالی است که فرزندان معمولا بعد از فوت پدر، در فکر تقسیم میراث او می‏افتند که خانه‏ی مسکونی پدری را نیز شامل می‏شود. بنابراین زنی که عمری را پا به پای شوهر خود رنج کشیده و سرپناهی را فراهم کرده وامدار فرزندان خود می‏کند و این ابتدای ذلت و خواری اوست . درحقیقت با فوت همسر احساس امنیت وآرامش نسبی که در زمان حیات شوهر قابل تحمل وتعادل شده بود از بین می رود. فرزندان هر یک یا به علت نیاز مالی و فقر و از زیاده‏خواهی سهم خود را از ارثیه پدری که شاید خانه‏ای مختصر باشد، طلب می‏کنند.از طرف دیگر درآمد زن هم با کاهش چشمگیری روبروست.(چون حق عائله‏مندی نیز به او پرداخت نمی شود) او از هر طرف درمحاصره‏ی مشکلات است. دراغلب موارد این گونه زنان تمام توان خود را برای نگه داشتن خانه‏ی مسکونی خود ومبارزه با مطالبات فرزندان و خانواده‏های‏شان می‏کنند.ولی درصورتی که یارای مقابله نداشته باشند یا در اثر فشار شدید روحی و جسمی از پا در‏می‏آیند و یا راضی به فروش خانه‏ی خود وتقسیم ارث و نهایتا نقل مکان به اتاقی به‏عنوان مستاجر می‏شوند.
در خصوص تعدد زوجات:
اگر مردی در زمان حیات خود دو یا سه زن عقد دائم داشته باشد، پیش از این به سهم هر یک از زنان اشاره کردیم. در صورت داشتن سه همسر سهم همسران ۶/۱۶ درصد از سهم سهم فرزندان‏شان ۲۵ درصد کمتر می‏شود. زنان صیغه‏ای حتی اگر دارای فرزند باشند، از هیچ حقوقی در قانون تامین‏اجتماعی برخوردار نیستند. چون قانون برای آنان جایگاهی منظورنکرده است. ضمنا این‏گونه زنان حتی درصورت داشتن فرزند به عنوان مادر فرزندان خود شناخته نمی‏شوند چون در شناسنامه‏ی فرزندان این زنان به جای نام مادرواقعی، نام همسر عقد دائم ثبت شده‏است. چون سازمان ثبت احوال هویت زن صیغه‏ای را به‏عنوان مادر به رسمیت نمی‏شناسند، پس نام این گونه افراد در گواهی انحصار وراثت هم ثبت نمی‏شود.
فرزند این زنان صیغه‏ای نیز بعد از فوت پدر، به جهت مطرود بودن از جانب خانواده‏ی زنان رسمی وعقدی و فقر مادر اصلی‏شان و احیانا ازدواج‏های متعدد او دچار مشکلات روانی وعاطفی شدید بوده و اغلب به بزهکاری روی می‏ آورند.
یافتن مطالب :