قدرت گرفتن طالبان در افغاستان و چالش های جدی در منطقه خاورمیانه

تاریخ انتشار: ۲ شهریور ۱۴۰۰ – ۷:۲۸ ق.ظ

۲۹ مرداد ۱۴۰۰

اکنون طالبان بر تمامی افغانستان مسلط شده است و یک نیروی نظامی بی رقیب در این کشور است .هر چند بسیاری از مردم افغانستان و از جمله زنان مقابله مشخصی با این نیروی ارتجاعی دارند اما تمامی نیروی نظامی بجای مانده از تعلیمات ناتو و تجهیزات آن توسط حکومت دست نشانده آمریکا و غرب در ظرف چند هفته نقدیم طالبان شد . تجهیزات پیشرفته همراه با افسران و سربازان آموزش دیده همگی به پیشگاه طالبان تقدیم شد. هر چند ممکن است تا سرو سامان گرفتن ارتش جدید و راه اندازی ادوات پیشرفته جنگی بجای مانده از ناتو زمانی طول بکشد. اما هیچ شکی وجود ندارد که ارتشی قوی با سازو برگ مجهز و با کمک کشورهای دیگر به راه خواهد افتاد تا آنکه یک نیروی ارتجاعی مجهز برای سر کوب هر نوع ندای ازادی خواهی در منطقه باشد. این ارتش ارتجاعی با سازو برگ های پیشرفته در دست بزرگترین قاچاقچیان منطقه میتواند به عنوان چماقی بر سر مردم افغانستان و یا مردم مبارز منطقه بکار گرفته شود و تا مدتهانیروهای آزادیخواه در منطقه خاورمیانه را در ترس و وحشت نگاه دارد. این نیروی جدید نماد عر یان حاکمیت نظام جهانی سرمایه داری نئو لیبرال در منطقه خاور میانه است و بی جهت نیست که تمامی نیروهای بنیادگرای منطقه از حماس تا حزب الله لبنان ودولت ارتجاعی ترکیه و پاکستان و بنیاد گرایان دیگر پیروزی آنان را تبریک میگویند. طالبان به روشنی با کمک های مالی عربستان و تجهیزات نظامی پاکستان ، یعنی دو نیروی ارتجاعی و بنیاد گرای منطقه و با مذاکرات پیچیده با امریکا و سپس روسیه و چین و ایران در افغانستان به قدرت رسید. سه سال پیش ملاعبدالغنی برادر رهبر سیاسی این گروه با کمک امریکا از زندان های پاکستان ازاد شد و در تمامی مذا کرات صلح نقش اساسی را داشت . از این پس حکومت طالبان برای امریکا و اروپا جکومت و کشوری خواهد بود همانند عربستان و امارات و تر کیه و برای روسیه و چین نیز کشور و حکومتی همانند ایران خواهد بود. کشور افغانستان با منابع غنی معدنی و یه خصوص معادن کمیاب یکی از کشورهای ارزشمند برای نظام سر مایه داری جهانی است که به علت نا آرامی های بیست سال گذشته دسترسی به منابع آن برای سرمایه گذاران محدود بوده است . ذخایر گاز در شمال آن و معادن سنگ آهن در جنوب و شرق ان و معادنی همانند کرم و تیتانیوم و اورانیوم و لیتیوم در مناطق مرکزی، این کشور را به یکی از غنی ترین منابع معدنی استخراج نشده تاکنون تبدیل کرده است . که البته با استقرار حکومت جدید که قاچاقچیان اصلی مواد مخدر در خاورمیانه هستند امکان بهره برداری از تمامی این منابع فراهم خواهد شد.
اما وجه دیگر استقرار این حکومت در منطقه مردم آزادیخواهی هستند که در سرتاسر خاور میانه با بنیاد گرائی در تقابل قرار دارند از این پس این مردم منطقه خاورمیانه هستند که بایستی تکلیف خود را با حکومت های مدافع نظام سر مایه داری روشن کنند. نظام سرمایه داری نئو لیبرال از امریکا تا اروپا و چین و روسیه بدون پرده پوشی خواهان حفظ حکومت های ارتجاعی منطقه از ترکیه و عربستان گرفته تا پاکستان و دیگران هستند و هر چند ممکن است در ظاهر میان برخی از همین حکومتها کشمکش های منطقه ای وجود داشته باشد اما هیج شکی وجود ندارد که در مجموع حفظ وضع موجود برای تداوم استثمار سر مایه دارانه و فشار بر مردم تحت ستم برای دست یابی به سود های بیشتر و تجکیم وتضمین سود سرمایه شرکتها و موسسات بزرگ اقتصادی شان از هر قوم و دسته ضروری است و این اخرین کشوری است که در میان شادی و هلهله استثمار گران تقدیم سر مایه های بزرگی میشود که با بحران های بسیاری مواجه هستند. این بحران ها از مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر جهان گرفته تا ناتوانی از مقابله با پاندومی هائی نظیر کرونا و نابودی محیط زیست همانند خوره ای بر جان این نظام استثمارگر است که پایه های آن بر نابرابری وستم بر طبقات محروم است و تنها چاره خودرا در این بخش از جهان تکیه بر ارتجاعی ترین نیروها میداند. اما مبارزات هردم افزون مردم منطقه با این نیروهای ارتجاعی نه تنها نوید آینده ای روشنتر را میدهد بلکه هماهنگی و همدلی مردم منطقه را در مقابله با جهل و خرافات واستثماری که در پناه آن سنگر گرفته است هر روز افزون تر میکند وصفوف مبارزان راه ازادی را ازدلالان سیاست متمایز میکند
پیروزی برق اسا و باور نکردنی طالبان بر حکومتی بیست ساله دست ساز غرب یک چیز دیگر را نیز ثابت کرد و آن مسئله این بود که دموکراسی های دست ساز نهاد های خود نظام سرمایه داری که با عطایا و بخشش های نهادهای ان جی او وسوروسی به وجود می اید یک خانه کا غذی است که با اندک طوفانی فرو می زیزد و دموکراسی و آزادی آن است که با مبارزات مردم بدست می آید و پایدار است .

یافتن مطالب :