پس از انتخابات

تاریخ انتشار: ۶ مرداد ۱۴۰۰ – ۵:۲۹ ب.ظ

علیرضا ثقفی
راست‌ترین بخش حکومت در نمایش انتخابات پیروز شد. این داستان هر چه باشد حکایت از دور جدیدی در حوادث ایران و منطقه دارد. اما این پیروزی بنیادگرائی در منطقه خاورمیانه منحصربه‌فرد نیست. از مدتها پیش به نظر می‌رسید که مجموعه نظام سرمایه‌داری و نیروهای عمل کننده در آن نه می‌خواهند و نه می‌توانند با حکومت‌های توتالیتر و بنیادگرا در منطقه خاورمیانه و آسیا مقابله کنند اگر در نظر آوریم که این واقعه هم‌زمان است با کودتای نظامی در میانمار و رسیدن گروه طالبان به دروازه‌های کابل به روشنی می‌توان گفت بنیادگرائی و توتالیتاریسم در این منطقه در حال تقویت است و گویا که تنها راه بقای نئولیبرالیسم در منطقه خاورمیانه تقویت بنیادگرائی است. هر چند که ممکن است این آخرین تیر ترکش برای حفظ نظم و نظام جهانی سرمایه‌داری به هدف اصابت نکرده و کمانه کند و خود نظام سرمایه‌داری را مورد هدف قرار دهد. اما از مدتها پیش روشن بود که اساسا نظام جهانی سرمایه نمی‌تواند دست از حمایت بنیادگرائی در منطقه خاورمیانه بر دارد زیرا که متخصصان نظام سرمایه‌داری به خوبی می‌دانند که دست برداشتن از تعامل با بنیادگرائی نوید از دست دادن منافع این نظام را در بردارد. اگر نظام جهانی دست از تعامل و مماشات با بنیادگرائی بر دارد و روزی به این نتیجه برسد که حکومت‌های بنیادگرا نظم و نظام سلطه را بهم می‌ریزند، اولین کاری که باید انجام دهد، دست برداشتن از پشتیبانی از اسرائیل است که سنگ بنیاد گرائی در خاورمیانه را بنا نهاد.
طالبان در دروازه‌های کابل
نواحی مجاور واطراف کابل یکی بعد از دیگری به دست طالبان سقوط می‌کند و هم‌زمان طالبان در داخل کابل دست به عملیات تروریستی می‌زند. کشتار دانش‌آموزان و دانشجویان دو نمونه از این عملیات تروریستی بود. چنانچه کابل سقوط کند، افغانستان در کل به دست طالبان خواهد افتاد و باز دوباره دور جدیدی از قتل و غارت و کشتار و توحش و بازگشت به قوانین دست و پا بریدن در افغانستان شروع می‌شود.
سقوط ولسوالی‌ها ویا همان ولایات اطراف کابل نشانگر آن است که دولت افغانستان به لحاظ نظامی توانائی مقابله با طالبان را ندارد و نظام جهانی سرمایه داری در مجموع منافعی در جلوگیری از به قدرت رسیدن طالبان در منطقه نمی بیند. زیرا که در این مسئله مانده است که ممکن است تعامل با نیروهای مستقل و آزادی‌خواه مشکل‌تر از تعامل با طالبان باشد.
طالبان پای میز مذاکره حاضر نمی‌شود یک طرفه کنفرانس ترکیه را به هم می‌زند و هیچ نیروئی حتی ناتو در برابر آن نمی‌ایستد در حالی که به راحتی می‌توانستند به بهانه نقض توافقنامه‌ها و شدت یافتن درگیری‌ها آنان را تحت فشار قرار دهند.
بنیادگرائی هدایت شده: سوال اصلی آن است که اگر طالبان مورد پذیرش جامعه جهانی نیست، چرا در حالی که جامعه جهانی به خوبی می‌داند که پاکستان با تمام قوا از آنها حمایت می‌کند و درمواردی هم ایران عربستان هرکدام روابط نزدیکی با آنها دارند، به راحتی پای خود را از افغانستان کنار می‌کشد و مردم این کشور را در دام این غول جنایتکار رها می‌کند؟
همگان می‌دانند که گروه طالبان بدون کمک‌های بی دریغ تسلیحاتی و تدارکاتی پاکستان نمی‌تواند چندان دوام بیاورد و پاکستان نیز جدا از جامعه جهانی نیست از امریکا و روسیه گرفته تا اروپا و چین، گویا همگان وجود طالبان را به عنوان یک نیروی منطقه ای در جهت حفظ منافع نظام جهانی سرمایه می‌پذیرند؛ زیرا که حاکمیت نئولیبرالیستی در دوران کنونی برای حفظ مناسبا تش در خاورمیانه چماق سرکوبی همانند طالبان و طالبانی‌ها را نیاز دارد.
این امر در سیاست‌های خاورمیانه‌ای نظم و نظام نئولیبرالیستی به هیچ عنوان غیرمترقبه نیست. زیرا در کنار همین مسئله تقویت نیروهای بنیاد گرا در منطقه هم چنان ادامه دارد. حفظ حاکمیت بشاراسد در سوریه و توافق برای بقای آن و مماشات با برنامه‌های اتمی ایران و پذیرش آرام و بی سرو صدای راست‌ترین جناح حکومت برای تداوم مذاکرات وین و بی‌تفاوتی در برابر حاکمیت یک دست بنیادگرایان در ایران و هم چنین تلاش برای حفظ حکومت بنیادگرای اسرائیل در کنار سایر بنیادگرائی‌ها و چشم بستن بر تمامی حرکات نقض حقوق بشری در این منطقه از جهان. درست همانند دهه‌های ۶۰ و۷۰ قرن گذشته که بر تمامی کشتارهای حکومت‌های نظامی در آمریکای لاتین و در ایران و فلسطین در سطح جهانی مهر تایید گذارده می‌شد و تنها به مرور زمان مبارزات آزادی‌خواهانه در برخی مناطق توانستند دوران حکومت‌های نظامی را به تدریج به پایان برسانند.
کدام نیروهای اجتماعی در برابر بنیادگرائی قرار دارند؟
یک امر مشخص آن است که نمامی نیروهای مذهبی اعم از لیبرال و اصلاح طلب و غیره همگان به این نتیجه رسیده‌اند که برای خفظ منافع خود در این مرحله تنها راست ترین جناح بنیاد گرائی است که میتواند وضعیت موجود را تداوم بخشد و منافع همه را حفظ کند
اولین قدم آن بود که کلیه اصلاح‌طلبان سپر انداخته و تسلیم شدند و گفتند رضا به رضائک و تسلیما لامرک‌‌. مذاکره‌کنندگان وین نیز برخی همانند روسیه و چین تبریک‌‌ها را از قبل آماده کرده بودند و برخی با غرولند همان عبارات را تکرار کردند. برخی نیروهای میانی و رانده شده از قدرت با به راه انداختن کمپین شرمگین – گله‌آمیز “نه به انتخابات” وارد صحنه شده بودند در انتها با بزرگ‌نمائی چند خبر تقلب و… دست به خودارضائی زدند و ما حصل کارشان را درو کردند که گویا آنچه تا کنون جریان داشته انتخابات بوده و فقط همین آخری انتخابات نبوده است‌‌. اما برای آنان که در صحنه بودند، روشن بود که این انتخابات هم تفاوت چندانی با انتخابات گذشته نداشته و ندارد تنها ممکن است کمیت مشارکت‌کنندگان مقداری متفاوت باشد که البته چندان قابل ذکر نیست‌‌. زیرا که کارگران و زحمتکشان همانند گذشته می‌دانند که آنچه به عنوان انتخابات بوده است، ربطی به زندگی آنها ندارد وهیچ امیدی به صندوق‌‌های رای نداشته و ندارند و تنها برخی اقشار میانی و سیال با توهم بهتر شدن وضعیت‌شان گاه از این و گاه از آن کاندیدا حمایت می‌کنند که نه تنها تفاوت مهمی با یکدیگر ندارند بلکه خود رای دهندگان هم اکثرا در خلوت خود به بیهوده بودن کارشان اذعان کرده و می‌کنند‌‌. طرفداران رئیس جمهور جدیدا انتخاب شده همان طرفداران احمدی‌نژاد هستند و تیم حکومتی نیز همان تیم حکومتی است و اتفاقا بیشترین مخالفت از جانب همان تیم حکومتی قدیم ابراز شده است. طرفداران اصلاحات و به اصطلاح تحریم کنندگان انتخابات هم همان طرفداران دار و دسته دولتی فعلی هستند که در انتخابات چهارسال قبل مردم را تشویق به مشارکت می‌کردند و از نظر کارگران و زحمتکشان هیچ گونه تفاوتی با یکدیگر ندارند‌‌.
تنها مسئله آن است که در این برهه از زمانن که بن بست‌‌های حکومتی یکی پس از دیگری بیشتر می‌شود، بهترین نماینده حکومتی برای رتق و فتق امور و نشان دادن پنجه‌‌های آهنین در حقیقت همین نیروی انتخاب شده در این دوره است تا پیام دهد که حاکمیت مصمم است موقعیت خود را به هر ترتیب حفظ کند حتی اگر سازمان‌‌های حقوق بشری، انتخاب شده را مسئول قتل‌عام زندانیان در دهه شصت بدانند‌‌. زیرا که به فراست و تجربه چهل ساله گذشته دریافته‌اند که سیاست‌های نئولیبرالیستی در سطح جهانی برای حفظ منافع خود به راحتی مسائلی همانند حقوق بشر را فنا می‌کند؛ چنانکه در قبال چین، اسرائیل، عربستان، میانمار، افغانستان و بسیاری از کشور‌‌های دیگر نیز چنین کرده است‌‌.
همه این مماشات‌‌ها در حالی است که تمامی گزارش‌‌ها حاکی از آن است که ایران برنامه‌‌های اتمی‌اش را هم چنان به پیش می‌برد و هیچ‌گونه عقب‌نشینی در برابر فشار‌‌های بین‌المللی نکرده است‌‌. در نتیجه بازهم “ابرو باد و مه خورشید و فلک در کارند” تا کارگران و زحمتکشان را همچنان در اسارت نگه دارند و استثمار نیروی کار به روال عادی خود ادامه دهد‌‌. در این میان این تنها کارگران و زحمتکشان و نیروهای تحت ستم مردم هستند که باید راه خود را بروند و هیچ امیدی به بخشش بزرگان نداشته باشند‌‌. بنیادگرائی در ایران نتوانسته است هیچ گرهی از مشکلات مردم بگشاید‌. اگر بنیاد گرا یان در فلسطین و لبنان با کمک‌های ایران توانسته اند برخی کشایش‌های اقتصادی به و جود آورند اما در خود ایران بنیادگرایان هیچ گونه کارنامه موفقی ندارند و به غیر از فشارهای اقتصادی بر تمامی اقشار زحمتکش و کارنامه فوق‌العاده درخشان دزدی‌ها و اختلاس‌ها و فساد و رشوه‌خواری موفقیت دیگری نداشته اند‌. از همین رو است که بنیاد گرایان در درون مردم جایگاهی نداشته و تداوم اعتراضات و اعتصابات چالش‌های بزرگی برای حکومت به وجود خواهد آورد
اعتصابات و اعتراضات کارگری و مردمی گره گاه اصلی پس از انتخابات
پرونده هسته ای ایران در بن بست
به دنبال پایان گرفتن توافق سه ماهه میان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی و عدم تمدید آن از سوی ایران گمانه زنی‌ها بر سر نوع بر خوردهای آینده میان ایران و قدرتهای بزرگ نظام سر مایه داری افزایش یافته است‌.
افزایش نگرانی‌های جامعه جهانی با افشای تصاویر ماهواره‌ای جدید از تاسیسات هسته‌ای رژیم ایران شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در گزارشی اعلام کرد به تصاویر ماهواره‌ای از سایت سنجریان در ایران دست یافته است که تحولاتی «مشکوک» در آن را نشان می‌دهد. سایت سنجریان پیشتر مشکوک به تولید و ساخت «ژنراتورهای تولید امواج شوک» بوده که اجازه می‌دهد سلاح هسته‌ای در ابعاد کوچک‌تر ساخته شود.
این گزارش که شامگاه سه‌شنبه ۱۸ خرداد منتشر شده می‌گوید تصاویر جدید ماهواره‌ای شرکت Maxar نشان می‌دهد که ۱۸ خودرو در این سایت در ۱۵ اکتبر سال ۲۰۲۰ مشغول فعالیت بوده‌اند. فعالیت‌ها در این سایت به تدریج بیشتر شد و یک مسیر دسترسی جدید ساخته شد ولی در مارس ۲۰۲۱، همه آثار آن پوشانده شد.
این گزارش می‌گوید طبق بررسی دو موسسه اطلاعاتی، چیزی که الان در تصاویر ماهواره‌ای دیده می‌شود، کانال‌های حفاری و کانال‌های جدید است.
سایت سنجریان در ۴۰ کیلومتری تهران واقع شده و جمعیتی حدود ۳۶۱ تن دارد. این سایت در جریان افشای اطلاعات هسته‌ای ایران از سوی موساد در سال ۲۰۱۸ شناسایی و معرفی شد.
رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آخرین گزارش خود به شورای حکام گفته است که بازرسان آژانس چهار محل را در ایران شناسایی کرده‌اند که در آنها آثار مواد هسته‌ای پیدا شده است و ایران قبلاً این سایت‌ها را به اطلاع آژانس نرسانده بود. به گفته او، در سه ماهه گذشته ایران هیچ اطلاعاتی در مورد یکی از سایت‌ها نداده، پرسش‌ها در مورد دو سایت دیگر را نادیده گرفته، و نوشته‌ای که در خصوص سایت چهارم ارائه شده فاقد سندیت است. او گفت این امر بر خلاف ادعای تعاملی است که علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در نامه خود آورده است.
ایران می‌گوید قصد تولید و ساخت سلاح هسته ای ندارد. اما بسیاری از کشورهای دیگر نگران اقدامات هسته‌ای ایران هستند‌. در نتیجه چشم انداز توافق ورفع تحریم‌ها در کوتاه مدت مبهم است مگر آنکه معجزه‌ای در این زمینه به و قوع بپیوندد. در نتیجه به نظر نمی‌آید که در آینده‌ای نزدیک گشایشی در مسائل اقتصادی در ایران ایجاد شود‌.
۲-پس از خروج نیروهای ناتو از افغانستان ولایت‌ها یکی پس از دیگری به دست گروه طالبان سقوط می‌کند؛ و این امر نشانه آن است که نظام سرمایه داری جهانی افغانستان را تقدیم بنیادگرایان کرده است‌. هرچند ظواهر امر حاکی از آن است که جامعه جهانی توان مقابله با بنیاد گرایی را ندارد وتلاش میکند تا با خرابکاری‌ها عملیات ایذائی با برنامه اتمی ایران و تقویت نیروهای متقابل بنیادگرایی تا حد توان آن را مهار کند و هم چنان بر برافروختن آتش اختلافات میان بنیادگرایان، از قدرت گرفتن یک بخش از آنان جلوگیری کند. در حالی که بنیادگرایی یهود را تقویت میکند در برابر بنیادگرایی اسلامی را نیز به دست عوامل منطقه‌ای سپرده و ایران و پاکستان و روسیه در همکاری با یکدیگر طالبان را در افغانستان تقویت می‌کنند‌. اما چالش اصلی بنیادگرائی در ناتوانی برای پاسخ به خواسته‌های مردم منطقه است .
مجموعه این برخوردهای دوگانه نظام جهانی با بنیادگرائی در منطقه خاور میانه بیان‌گر آن است که نظام جهانی سرمایه خواهان تداوم حاکمیت کنترل شده بنیاد گرایان در منطقه است.
مردم افغانستان برای مقابله با طالبان خود را مسلح میکنند واعتراضات و اعتصابات در کشورهای عراق و لبنان و به خصوص در ایران در سال‌های اخیر چالش اساسی در تداوم حاکمیت بنیاد گرایان است. هرچند که بنیادگرایان در سرکوب نیروهای آزادیخواه در منطقه موفقیت‌های چشمگیری داشته اند اما گسترش فساد در میان تمامی آنان از بنیادگرائی یهود تا اسلام سبب شده است تا مسائل معیشتی مردم منطقه را به چالشی جدی برای تداوم حکومت آنان تبدیل کند‌. همانگونه که دیکتاتوری‌های امریکای لاتین دراواخر عمرشان‌، گسترش فساد در میان حاکمان و در برابر همگانی شدن فقر و گرسنگی را سبب شده بودند و به جایی رسیده بودند که چاره ای جز واگذاری قدرت و ترک صحنه نداشتند. اکنون نیز توسل قدرتهای منطقه ای به طالبان که تنها توانایی آنان قاچاق مواد مخدر، صادرات تریاک و مشتقات آن است وگسترش پایمال کردن حقوق زنان و تمامی آزاددی‌های مردمی است بیانگر آن است که تنها با تکیه به فاسدترین و هرزه ترین اقشار میتوانند مانع رشد نیروهای آزادی خواه در منطقه شوند وچالش اصلی آنان مبارزات ازادی خواهانه در منطقه است که این مبارزات سر ایستایی ندارد و نمونه مشخص آن را در اعتصابات و اعتراضات کارکنان صنعت نفت و سایر بخش‌های اقتصادی در ایران و سایر کشورها شاهد هستیم. کلاف سر درگم حاکمیت بنیادگرایان در منطقه خاور میانه نه تنها چشم‌انداز روشنی را برای حاکمیت نظام جهانی سر مایه داری در آینده نزدیک نشان نمی‌دهد بلکه چالش‌ها هم چنان در حال افزایش است و بار دیگر خیل مهاجران که این بار از افغانستان شروع شده است برنامه‌های آینده نظام سرمایه داری را با تعرضات جدی مواجه خواهد کرد. تعرضاتی که این بار اقتصادهای ضعیف و روکود زده این کشورها را بیش از پیش به محاق خواهد برد گسترش بنیادگرایی در خاورمیانه هر چند ممکن است در کوتاه مدت اذهان نظام جهانی سرمایه داران را از کابوس قدرت گرفتن آزادی خواهان در منطقه رها کند اما بن‌بست‌های این نظام را بنیادگرایان نمی‌توانند برای مدت زیادی بگشایند زیرا که دیگر بنیادگرایی در میان مردم این منطقه مدتها است راه افول را در پیش گرفته است و کارگران و زحمتکشان این منطقه و مردم آزادی خواه آن حداقل در اذهان خود بنیادگرایی را به تاریخ سپرده اند و اکنون کف خیابان‌های این منطقه نه از آن بنیادگرایان که عمدتا در دست مخالفان آنها است‌.

یافتن مطالب :