آیا شهروندان ایرانی برای سفر به ماکائو به ویزا نیاز دارند ؟

تاریخ انتشار: ۲۸ فروردین ۱۴۰۰ – ۸:۴۳ ق.ظ

در حاشیه قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین

علیرضا ثقفی

برای سفر به ماکائو نیاز به دریافت ویزا دارید. ویزای ماکائو از ویزای چین مجزا است و شما برای هر بار تردد از چین به ماکائو نیاز به ویزا دارید. شهروندان امریکا ‌می‌توانند به مدت ۳۰ روز بدون ویزا در ماکائو بمانند؛ شهروندان اروپا و ژاپن نیز به مدت ۹۰ روز ‌می‌توانند بدون ویزا در ماکائو اقامت داشته باشند اما ایرانیان باید حتما ویزا داشته باشند.
با این همه قرارداد همکاری های ایران و چین به مدت ۲۵ سال به رشته تحریر در می آید.
‌قرارداد بیست و پنج ساله ایران و چین.
آیا این قرارداد با ‌قرارداد وثوق‌الدوله یکی است؟
در این قسمت می‌خواستم به تفاوت سرمایه‌داری در دوره مافیائی و حاکمیت آن با دوره‌های ماقبل بپردازم. ولی قرارداد ایران و چین که این روزها نقل محافل است از اهمیتی برخوردار است که ترجیح می‌دهم ابتدا به آن بپردازم و در قسمت‌های بعدی بحث را پیگیری کنم.
به طور اساسی امروزه و به خصوص پس از جنگ جهانی دوم قراردادهای طولانی مدت و کلی مشعر به مسائل خاصی است که اگر میان یک قدرت اقتصادی برتر و یک قدرت اقتصادی ضعیف ‌تر بسته شود یاد آور همان قراردادهای دوران قدیم استعماری است. زیرا که قرارداد دراز مدت با یک کشور مفهومی ندارد و کشور‌هائی که در مسیر پیشرفت قرار دارند ترجیح می‌دهند که هیچ ‌قرارداد دراز مدتی به خصوص در زمینه همکاری‌های اقتصادی با هیچ کشوری نداشته باشند بدان علت که در هر ‌قرارداد و یا سرمایه‌گذاری جدید دستشان باز باشد که آن را به مزایده یا مناقصه بگذارند و هر کشور و یا شرکتی که پیشنهاد بهتری در آن زمینه ارائه کرد و یا امکانات بهتری برای اجرای آن پروژه داشت مقدم باشد تا هیچ کس مجبور نشود به خاطر ‌قرارداد طولانی‌مدت با یک کشور خاص خود را محدود به آن کشور کند. این یک اصل پذیرفته شده در تمامی سطوح سرمایه‌گذاری در دوران نئولیبرالیسم است که پس از الغای ‌قرارداد‌های استعماری قدیمی جایگزین شده است. یعنی از آن زمان که دیگر ‌قراردادهای استعماری یکی پس از دیگری با یک کشور معین لغو شد، در مقابل آن ‌قرارداد‌های چند جانبه (و یا کنسرسیوم‌ها در بخش‌های خاص) جایگزین شد که بر اثر رقابت میان قدرت‌های امپریالیستی شرائط بهتری برای کشورهای تحت سلطه فراهم می‌کرد و نمونه آن ‌قرارداد کنسرسیوم نفت با ایران در برابر ‌قرارداد دارسی و یا ‌قرارداد رضاشاه است که از شرائط بهتری برای ایران برخوردار بود. اساسا دوره ‌قرارداد درازمدت یک کشور ضعیف‌تر با یک کشور قدرتمندتر پس جنگ جهانی دوم به تدریج سپری شد مگر آنکه اهداف خاصی در میان باشد.
امروزه قراردادها میان کشور‌های برابر که در واقع برابر باشند به صورت مشارکت در امری مشخص است که به صورت سهام و یا مدیریت و میزان مشارکت در موارد خاص است. اما ‌قرارداد کلی میان دو کشور که شامل امور امنیتی و نظامی و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف بشود به صورت مشخص‌تر یادآور ‌قرارداد‌های دو ره استعمار است.
برخی که گویا اطلاع چندانی از ‌تاریخ ندارند این ‌قرارداد را با ‌قرارداد ترکمانچای مقایسه کرده اند که مطلب نامربوطی است. این ‌قرارداد مشابهتی با ترکمانچای ندارد که جایش در بحثی دیگر است. اما از جهاتی با ‌قرارداد وثوق‌الدوله که در ۱۹۱۹ بسته شد مشابهت‌های زیادی دارد که در ذیل به آن می‌پردازم.
اولین مسئله مشابهت در شرائطی است که امروزه در آن قرار داریم. ‌قرارداد وثوق‌الدوله در زمانی بسته شد که یک قدرت سلطه‌گر و استعمارگر قدیمی در ایران حذف شده بود و آن روسیه بود که با انقلاب بلشویک‌ها و با دستور لنین تمامی ‌قرارداد‌های استعماری ملغا شده بود و تنها استثمارگری که در ایران باقی مانده بود همان انگلستان بود و امروز نیز با حذف آمریکا از ارتباط تجاری و سیاسی از ایران قدرت دیگری که صحنه را خالی می‌بیند ‌می‌تواند رقیب آن باشد همان چین است که جایگزین آن می‌شود. از این نظر این دو ‌قرارداد در شرائط نسبتا مشابهی قرار دارند.
و اما مشابهت‌های دیگر
دومین مشابهت در ماده اول قرارداد وثوق‌الدوله با مقدمه ‌قرارداد ایران و چین است. در ‌قرارداد وثوق‌الدوله بحث قبول استقلال ایران است و در مقدمه قرارداد ایران و چین بحث برابری دو کشور است که در حقیقت هر دو به یک مفهوم است با فاصله زمانی معین. تاکید بر برابری ایران و چین مشرف به چه چیز است؟ حتما برابری مورد شک طرفین است که بر آن تاکید می‌شود. برابری در چه چیز؟ در حقوق بین‌المللی که برابر نیستند. یکی دارای حق وتو در شورای امنیت است و دیگری مورد تحریم‌های این شورا. یکی دومین اقتصاد جهان را دارد و دیگری بیست‌و چندمین اقتصاد جهان است. یکی، یک و نیم میلیارد جمعیت دارد و دیگری تقریبا یک بیستم آن. یکی دارای پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌هاست و دیگری … پس همگان می‌دانند و دو طرف ‌قرارداد به خوبی واقف‌اند که نه در اقتصاد و نه در سیاست هیچ‌گونه برابری و جود ندارد. پس این تاکید برای چیست؟ آیا این جز همان تاکیدی است که بر استقلال ایران در قرارداد وثوق‌الدوله می‌شود. وقتی به یکی از نمایندگان مجلس که در آن دوره نماینده رجال مستقل بود، گفتند با کدام بخش این قرارداد مخالفی؛ گفت با همان بند اول که بر استقلال ایران تاکید دارد. این تاکید درست مثل آن می‌ماند که کسی به من بگوید “سیادتت را قبول دارم ” این تاکید بر استقلال و برابری چیزی جز یک تعارف دیپلماتیک نیست. و معنی دیپلماتیک آن یعنی آنکه این استقلال مورد بحث است.
گفته شده است که در قبال امضای این ‌قرارداد طرف چینی ۴۰۰ میلیارد دلار به طرف ایرانی می‌پردازد. این پول در قبال چه چیز است. اگر همکاری دو ‌دولت است بدان گونه که در ‌قرارداد آمده است و همکاری‌های فنی و تکنولوژیکی است ودر هر پروژه و سرمایه‌گذاری سهم هر یک مشخص است که دیگر نیازی به پیش‌پرداخت نیست. مگر آنکه امتیاز ویژه‌ای در این میان وجود داشته باشد.
همین مسئله در ماده چهارم ‌قرارداد وثوق الدوله است که می‌گوید “‌دولت انگلستان یک وام مکفی. ..به ‌دولت ایران می‌پردازد. … “که در ادامه پرداخت این وام از محل گمرکات و سایر درآمد‌های ایران است. این امر نیز در ‌قرارداد بیست‌و پنج ساله با چین با واگذاری جزایر کیش و قشم و بخش‌هائی از معادن نفت و گاز و غیره آمده که البته به صورت کلی است، اما از سیاق ‌قرارداد این امر مشخص است.
در ماده دوم ‌قرارداد وثوق‌الدوله تقویت نیرو‌های نظامی ایران آمده است و در ‌قرارداد ۲۵ ساله با چین بحث همکاری‌های نظامی و امنیتی است که هر دو به یک مفهوم است.
از همین رو است که ‌می‌توان گفت چین نه تنها یک ‌امپریالیست است بلکه ‌امپریالیستی که در مواردی همانند ‌قرارداد ۲۵ ساله با ایران از روش‌های صد سال پیش استفاده ‌می‌کند تا کشورها را به انقیاد بکشاند و در این زمینه حداقل اروپا و آمریکا پیشرفته‌تر هستند و شیوه‌های قدیمی را کنار گذارده‌اند.
از امپریالیسم تا امپریالیسم
آیا امپریالیسم با امپریالیسم تفاوت دارد؟
در هفته گذشته مقاله با عنوان سازماندهی کارگران در شر کت‌های بزرگ آمازون و…در کانال کانون منتشر شد که در آن به امپریا لیسم نو خاسته چین اشاره شده بود. برخی از دوستان شفاها و برخی کتبا از این امر که چین را امپریالیست نامیده بودیم، تعجب کرده بودند که برای توضیح بیشتر لازم می‌بینم مطالبی را ارائه کنم.
ابتدا به طور مختصر با تعریف امپریالیسم که اولین بار توسط “هابسون “اقتصاددان انگلیسی در سال ۱۸۹۰ به کار گرفته شد و سپس توسط هلفردینگ و کائوتسکی و لنین به کار گرفته شد باید گفته شود که در تمامی این موارد همواره امپریالیسم به مفهوم سلطه‌طلبی به خصوص در دوران سرمایه‌داری انحصاری در نظر گرفته شده است. پس برای آنکه بتوانیم نظام اقتصادی چین را نیز ‌امپریالیستی بنامیم در ابتدا باید سرمایه‌داری بودن آن را مورد بحث قرار دهیم و سپس مسئله سلطه‌طلب بودن این سرمایه‌داری را در دوره انحصاری‌اش مورد ‌بررسی قرار دهیم. در مورد حاکمیت نظام سرمایه‌داری در چین قبلا نیز یکی دو مقاله در سایت کانون منتشر شده است که برای جلوگیری از اطاله کلام لینک آنها را می‌گذارم و بقیه بحث را پی می‌گیریم. (۱)
این امر که کشور چین دارای یک نظام سرمایه‌داری انحصاری است، مورد تردید چندانی نیست؛ زیرا شرکت‌های چینی هم ردیف شرکت‌های بزرگ به اصطلاح چندملیتی در سراسر جهان به عنوان یک رقیب وارد شده و سرمایه‌گذاری‌های کلانی را در پروژه‌های مختلف داشته‌اند و هم چنان در کشورهائی مانند کامبوج و میانمار و کره‌جنوبی و برخی کشورهای افریقائی حرف اول را در سرمایه‌گذاری‌ها می‌زنند و در کشورهائی مانند الجزایر در بسیاری از پروژه‌ها انحصاری هستند و هم چنین در صنایع گاز و نفت ایران نیز بسیاری پروژه‌های در دست اجرا دارند.
اما همکاری‌های اقتصادی با ‌دولت چینی که برای سودآوری سر‌مایه‌هایش دست مافیاهای امریکائی در برخی موارد از پشت بسته است بسیار جالب است. ‌دولت چین که به جای شرکت‌های چندملیتی امریکائی، شرکت‌های ‌دولتی و نیمه ‌دولتی چینی را برای ‌قرارداد‌ها و سودآور و سلطه اقتصادی و سیاسی‌اش به کار می‌گیرد. در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری‌های مافیائی تلاش دارد تا قمارخانه‌ها و کازینو‌های امثال جزایر ماکائو را جایگزین لاس‌وگاس‌ها کند و در این زمینه‌ها پیروزی‌هائی نیز داشته است.
ماکائو بیشترین قمارخانه (کازینو)های جهان را دارد حتی بیشتر از لاس وگاس آمریکا ‌می‌توان ماکائو را لاس‌وگاس شرق نامید.که یک مجموعه فوق‌العاده بزرگ و لوکس به سبک ونیزی در ماکائو ساخته شده که دارای ۴۰ طبقه هتل و ۳۰۰۰ اتاق همراه با یک مرکز خرید بسیار بزرگ می‌باشد که در این کازینو ۸۵۰ میز بازی و ۴۰۰۰ دستگاه الکترونیکی بازی نصب گردیده است.
نود درصد اقتصاد ماکائو وابسته به درآمد کازینوها و دیگر تفریحات حاشیه‌ای قمار است. قمار این نیروی محرک سرمایه‌داری و این نماد تسلط فرهنگ منحط سودمحوری چنان در فرهنگ چین جا افتاده است که در سال ۲۰۱۲ سود قمارخانه‌های ماکائو بالغ بر ۲۸ میلیارد دلار بوده است. روزانه بسیاری از چین برای آزمایش شانس خود و قمار به ماکائو می‌آیند البته همانند قمارخانه‌های امریکا برای بومیان شرائط سنی بالای ۱۸ سال گذاشته شده است. که البته قمار بدون فحشا و عشرتکده‌ها معنی ندارد. ۲
یک چنین اقتصاد مافیائی و کازینوئی چه هدفی از ‌قرارداد ۲۵ ساله با ایران ‌می‌تواند داشته باشد به جز سود‌های بادآورده و چنگ انداختن به منابع کشوری دیگر که در این ‌قرارداد شامل تمامی سرمایه‌گذاری‌ها در منابع انرژی و ساختار‌های اساسی می‌شود و سود این پول‌های سرمایه‌گذاری شده را باید کارگران و زحمتکشان ایران با حقوق‌های چندین برابر زیر خط فقر بپردازند. آیا این چهارصد میلیارد دلار اصلا به بازار‌های ایران می‌آید و یا همانند پول‌های دیگر سر از بانک‌ها و پس‌انداز‌های قدرتمندان در می آورد .
و صد البته که مافیای چینی از آن اطلاع دارد اما سودمحوری اساس است و سرنوشت ملت‌ها برای آنان ارزشی ندارد. گاه در برخی رسانه های نظام سرمایه داری افرادی را به عنوان متخصص می‌آورند وآنها با ظاهری چپ ادعا می‌کنند که برای اظهارنظر باید از جزئیات قرار داد اطلاع داشت . یک قدرت جهانی با یک کشور تضعیف شده و تحریم شده و هر دو با سوابقی شناخته شده گویا عده ای انتظار دارند که قرار دادی به نفع کارگران و زحمتکشان با یکدیگر ببندند . برای عده ای با باورهای آئینی سخت است بپذیرند که کشور چین که روزی آرمانشهر سوسیالیسم بود اکنون به یک قدرت استعماری تبدیل شده است که کودتاچیان مورد حمایت او در میانمار به کشتار مردم معترض مشغولند . آنها غافل از آنند که قوانین حاکم بر نظام سرمایه داری به حسن نیت و یا سوءنیت افراد بستگی ندارد . سرمایه‌داری انحصاری باید سودهای انحصاری داشته باشد و لاجرم به سیاست‌های امپریالیستی برای تسلط بر دیگران روی آورد و در این میان تنها راه مقابله با ان مبارزات کارگران و زحمتکشان است که سال ها است در چین و دیگر کشورها ادامه دارد و می‌رود تا نظام سودمحور را در کل جهان به چالش بکشد و برای کارگران وزحمتکشان سراسر جهان هیچ راه دیگری به جز راه مبارزه با نظام سودمحور نیست .و این نظام سر مایه‌داری است که هر روز با بن بست‌های جدید مواجه میشود و برای نجات از آن بر فشار بیشتر به سفره های خالی زحمتکشان هجوم می اورد که این امر خود نیز به گسترش مبارزات کارگران و زحمتکشان سراسر جهان تبدیل می‌شود .

زیرنویس
۱- http://www.kanoonm.com/?s=%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87+%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%DA%86%DB%8C%D9%86

حاکمیت عریان مافیا: مافیای حاکم بر چین


۲-تن فروشی در ماکائو بر خلاف سرزمین اصلی چین قانونی است ، زیرا شهر منطقه اداری ویژه کشور است. با این حال ، کار با روسپی و تهیه هر دو در ماکائو غیرقانونی است و مجازات آن حداکثر ۸ سال حبس است. فحشا در خیابان غیرقانونی است اما کار جنسی در سالن ماساژ عملاً قانونی تلقی می شود. این شهر با وجود اینکه هیچ منطقه رسمی با چراغ قرمز وجود ندارد تجارت جنسی زیادی دارد. علاوه بر روسپی گری در خیابان ، فاحشه ها در ساختمانهای کم اجاره ، سالنهای ماساژ و فاحشه خانه های غیرقانونی و کازینوها ، کلوپ های شبانه ، سونا و برخی از هتل های بزرگتر کار می کنند. با این حال ، اکثر هتل ها مشکوک به داشتن روسپی هایی هستند که از محل کار بیرون آورده شده اند. بسیاری از پیاده روها و زیرگذرهای شهر مملو از کارتهای تلفن روسپیان است .

اقتصاد ماکائو عمدتاً مبتنی بر جهانگردی است که از نظر قابل توجهی از قمار قمار ، مواد مخدر و فحشا منجر به شهر شده است. شهر گناه نامیده می شود. از آنجا که دولت ماکائو به شدت به مالیات های ناشی از تن فروشی و قمار متکی است ، مقامات به طور سنتی تمایلی به کاهش اندازه صنعت جنسی ندارند. گفته می شود تجارت توسط گروههای جرایم سازمان یافته چینی با باندهای مختلف متشکل از مردم از استانهای مختلف در چین کنترل می شود ، سیستمی که منجر به درگیری های خشونت آمیز شده است.Wikipedia site:abadgar-q.com

یافتن مطالب :