طلایه های امید آغاز افول بنیادگرائی در خاورمیانه

تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ – ۵:۴۷ ب.ظ

علیرضا ثقفی
تظاهرات گسترده و بی سابقه هفته گذشته ساکنان اسرائیل علیه دولت این کشور نشانگر نارضایتی وسیع مردم اسرائیل است‌. دولت ضعیفی که نتوانسته است درانتخابات یکسال گذشته که سه بار برگزار شده است اکثریت لازم را برای حفظ حکومت بدست آورد. نارضایتی وسیع از چنین دولت ضعیف و شکننده‌ای بیانگر آن است که دیگر فاشیسم ‌سرمایه‌داری و یا همان نام منطقه ای آن که صهیونیسم و بنیادگرائی یهودی است توان حکومت از طریق صندوق رای را ندارد‌. این یک بن بست سرمایه‌دارانه‌ای است که در اروپا و آمریکا با تزهای ریگانیسم و تاچریسم به مقابله با آن رفتند و در خاورمیانه با گسترش بنیاد گرائی خود را نشان داد‌ و در حقیقت آغازی بر نئولیبرالیسم و قدرت فزاینده شرکتهای چند ملیتی و گسترش سرمایه‌های آنان با زور در سراسر جهان بود. اما بنیادگرائی که گسترش و تقویت آن در دو دهه آخر قرن گذشته چتر خود را بر خاورمیانه گستراند دارای زمینه‌هائی از قبل بود که مختصرا به آن می‌پردازیم‌.
الف – حکومت‌های بنیادگرا و یا نام رسمی‌تر آن فا‌شیسم دوران ‌سرمایه‌داری پس از جنگ جهانی دوم با پایه‌ریزی کشوری با نام اسرائیل آغاز شد و در این زمینه تمامی کشور‌های پیروز جنگ جهانی دوم نقشی مساوی داشتند. از شوروی آن زمان گرفته تا کشور‌های به اصطلاح دموکراسی اروپائی و امریکایی در شکل‌گیری این مرکز بنیادگرا سهم داشتند و به اصطلاح به عنوان تقدیر از جانباختگان یهودی به دست فاشیسم هیتلری‌، خود پایه‌گذار فاشیسمی جدید در خاورمیانه شدند‌. این امر بدین معنی بود که مردم خاورمیانه که نقش چندانی در جنگ‌های جهانی نداشتند بار گران این جنگ‌ها را بر دوش بکشند زیرا که این جنگ‌ها برای تقسیم و سهم بری از این کشور‌ها بود‌. اما گسترش بنیادگرائی در ‌خاورمیانه همان مرغ تخم طلائی بود که سال‌ها ‌سرمایه‌داری را از بلایای مبارزات آزادی خواهانه و استقلال‌طلبانه مردم ‌خاورمیانه آسوده کرد‌. زیرا که به راحتی با نیرو‌های مرتجع و فاسد بنیادگرا آزادی‌خواهان و نیرو‌های مبارز منطقه را سرکوب می‌کردند‌. طرفه آنکه با تحریک احساسات مذهبی مردم که در برابر بنیادگرائی یهودی به بنیادگرائی اسلامی روی آورده بودند برای مدتی می‌توانستند با تکیه بر صندوق‌های رای این تحفه بنیادگرائی را نیز به مردم منطقه بقبو لانند و رزمندگان جان بر کف مسلمانی همانند داعش و حزب الله و طالبان و القاعده را تحویل جامعه این کشورها دهند که با تحریک احساسات مذهبی به مقابله بنیادگرائی یهود و یا بنیادگرائی شیعه و سنی تنور آزادی کشی را گرم نگه دارند‌.

صندوق‌های رای دیگر جوابگو نیست
در یک سال گذشته سه بار در اسرائیل انتخابات به شیوه صندوق‌های رای برگزار شده است و تا کنون به نتیجه مشخصی نرسیده است و هیچ کدام از جناح حاکم ‌سرمایه‌داری نتوانسته اند نظر رای‌دهندگانی را که به گونه‌ای روشن تحت نفوذ نظام ‌سرمایه‌داری از نو ع نئولیبرالیستی آن هستند‌، جلب کنند. و در انتخابات آمریکا نیز در حالی که جناح چپ حزب دموکرات‌، برنی سندرز را که تا حدودی با سیاست‌های نئولیبرالیستی مخالف بود‌، حمایت می‌کرد و نیروهای جوان وکارگران و بیکاران نیز از او حمایت می‌کردند به ناگاه تمامی جناح‌های نئولیبرالیستی که احساس خطر می‌کردند به نوعی دست به دست هم دادند تا او را از صحنه خارج کنند‌. در لبنان و عراق وحتی در ایران دیگر صندوق‌های رای ساختگی پاسخگوی حاکمان نیست.
از ابتدای حاکمیت ‌سرمایه‌داری در برابر فئودالیسم‌، آن زمان که ‌سرمایه‌داری نیازمند آرای کارگران و زحمتکشان برای پیروزی بر فئودالیسم بود صندوق رای را وسیله‌ای مناسب برای این پیروزی می‌دانست زیرا که برای پیروزی بر فئودالیسم می‌توانست بر روی آرای کارگران و دهقانان حساب کند و با شعار‌های آزادی‌خواهانه آنان را به دنبال خود بکشد. اما از همان ابتدا یک برداشت وجود داشت که آزادی در رای و تساوی در حقوق رای دادن ممکن است منجر به این برداشت شود که برابری در مالکیت هم وجود داشته باشد و این برابری در رای منجر به تساوی در حق مالکیت هم بشود‌. در اولین مذاکرات پس از پیروزی در کلیسای “پوتنی “پس از پیروزی بر شاه در اگلستان در میان مبارزانی که علیه شاه می‌جنگیدند مباحثات جالبی در همین زمینه درگرفت‌.
در یک دوره از حاکمیت ‌سرمایه‌داری کارگران و زحمتکشان ومردم عادی توانستند تا حدودی به حق برابر در رای دست پیدا کنند و آن زمانی بود که اتحادیه‌های کارگری و شوراهای زحمتکشان و کارگران از قدرت زیادی در روزهای پس از جنگ جهانی دوم برخوردار شدند. اما ‌سرمایه‌داری که در دوران نئولیبرالیسم از تمرکز ثروت و قدرت زیادی برخوردار شد، توانست برخی از آن امتیازات را پس بگیرد و برتری ثروتش را به برتری در صندوق‌های رای تبدیل کند و صندوق‌های رای را به طور کامل به صندوق‌های پول گره بزند‌. هر چند که صندوق‌های رای هیچ‌گاه رها از صندوق‌های پول نبوده است اما در دورانی از حاکمیت ‌سرمایه‌داری توانست تا حدودی به استقلالی نیم‌بند دست بیابد. اما با گسترش نئولیبرالیسم و متمرکزتر شدن هر چه بیشتر هرم سرمایه‌داری، این پیوند صندوق پول و صندوق رای هر چه نزدیک تر شده به گونه ای که دیگر در سال‌های اخیر این وحدت میان صندوق سرمایه و صندوق رای ناگسستنی است
از همین جهت است که با گسترش فقری که محصول این مرحله از انکشاف ‌سرمایه‌داری و قدرت مافیائی جایگزین هرم ‌سرمایه‌داری می‌شود‌، به تدریج کارگران و زحمتکشان حساب خود را از صندوق‌های رای جدا کرده و در سال‌های اخیر شاهد افول استقبال در تمامی کشور‌ها از صنوق‌های رای هستیم‌. این افول ناتوانی حکومت‌ها را در ادامه تسلط خودشان نشان می‌دهد و یکی از کشورهائی که بیش از بقیه این مسئله در آن طی یک سال اخیر برجسته بوده است همان اسرائیلی که برخی روشنفکران خودباخته آن را بهترین دموکراسی خاورمیانه می‌دانستند. گزارش‌های روزنامه نگاران مستقل از گرایشات فکر ی مردم اسرائیل بیانگر آن است که اکثریت قاطع کارگران و زحمتکشان این کشور به این نتیجه رسیده‌اند که باید در کنار فلسطینیان زندگی کنند و به جنگ‌های ۷۰ ساله پایان دهند و نظام ‌سرمایه‌داری دیگر توان آن را ندارد که با تحریک احساسات مذهبی و دامن زدن به جنگ‌های فرقه‌ای همچنان تنور جنگ اعراب و اسرائیل را داغ نگه دارد. چنان که این امر در مورد عراق هم نیز قابل مشاهده است و مبارزات اخیر مردم عراق اثبات کرد که نمی‌توان بر گرده آتش جنگ‌های سنی و شیعه سوار شد و کشور را چاپید. همین مسئله را در مبارزات اخیر در ایران و لبنان و سایر حرکت‌های آزادیخواهانه در منطقه خاورمیانه شاهد هستیم و از آن جمله سقوط تزهای فاشیستی اردوغان است‌. افول بنیادگرائی در ایران و اسرائیل که دو شاکله اصلی جنگ‌ها و ستیزهای نیم قرن اخیر بوده اند بیانگر این مسئله است که مسیری جدید در خاورمیانه باز شده است‌. مسیری که دیگر نه از میان جنگ‌های مذهبی علیه آزادی‌خواهان، بلکه از میان مبارزات طبقاتی میان استثمارگران و استثمار شوندگان می‌گذرد‌. مبارزاتی که طلیعه‌دار آن گروه‌های مذهبی نیستند بلکه مردمی هستند که خواهان آزادی و برابری و حقوق انسانی هستند تا شکاف طبقاتی به گونه ای واقعی جامعه را ترک کند و یک زندگی انسانی برای همگان فراهم آورد‌.

یافتن مطالب :