مافیا، مافیا می‌شود

تاریخ انتشار: ۲۱ تیر ۱۳۹۹ – ۸:۴۹ ق.ظ

علیرضا ثقفی
همه‌پرسی قانون اساسی روسیه یکی از شعبده بازی‌های سرمایه‌داری نوخواسته روسیه بود که به شدت به دنبال دائمی ساختن سیستم سرمایه‌داری است و در رویای تداوم حاکمیت تزاری است. وقتی حاکمیت شوروی سابق از هم پاشید تمامی سینه چاکان نظام سرمایه‌داری داد سخن می‌دادند که دوران مادام العمر بودن رهبران سیاسی و حزبی به سر رسیده است و در دنیای پست مدرن باید ضرورتا رهبران سیاسی و حزبی هر چند سال یک بار تعویض شوند و حداکثر دو دوره بیشتر بر مسند قدرت نمانند زیرا که بر مسند قدرت ماندن رهبران کمونیستی فسادآور بوده است و غیره. آنها از ظهور پست مدرنیسم و پایان ایدئولوژی در جهان سخنرانی‌ها و نوشته‌ها پرکردند و دادها را بر آسمان‌ها بردند که دورا ن دموکراسی و پلورالیسم شروع شده است و دوران باور‌ها به انتها رسیده است و… اکنون در برابر آنچه در روسیه می‌گذرد و دائمی کردن قدرت مافیاها در آن را جشن می‌گیرند؛ این محافل طرفدار سرمایه‌داری سکوت کرده و با احتیاطی که لازمه حفظ نظام است از کنار آن عبور می‌کنند. ولادیمیر پوتین که قبل سال ۱۹۹۹ پست ریاست سازمان اطلاعات و امنیت روسیه و یا همان کا.گ.ب را سابق را داشت، با ناتوانی یلتسین این معبود نظام سرمایه‌داری با سرعت باورنکردنی جایگزین او شد و به سروسامان دادن نظام سرمایه‌داری مستقر پس از اتحاد جماهیر شوروی پرداخت و از آن‌جا که هرم قدرت در شوروی سابق همچنان پابرجا بود وآن به ظاهر سوسیالیسم نتوانسته بود با هیرارشی قدرت مقابله کند بلکه خود تسلیم آن شده بود، بدترین نوع مافیا‌ها در این هیرارشی قدرت و ثروت به سرعتی باور نکردنی رشد کرد و هر روز سردمداران نظام سرمایه‌داری از پیشرفت روسیه به سمت پله‌های ترقی و رشد و توسعه خبر می‌دادند. اما آنچه که در روسیه رشد می‌کرد یک نظامی‌گری فاشیستی در کنار مافیای قدرتی بود که در نظرخواهی اخیر بدون هیچ مشکلی از درون صندوق جادوئی رای قدرت مادام‌العمر را به قدرتمندترین فرد روسیه که در عین حال ریاست افتخاری مافیای این کشور را نیز بر عهده دارد، هدیه کردند.
پوتینی که به همین نزدیکی نشان داده بود که از کشتن زنان و کودکان با بمب‌های ناپالم و بشکه‌های انفجاری و سلاح شیمیائی هیچ ابائی ندارد و در این زمینه دست تمامی جنایتکاران تاریخ را از پشت بسته است و کشوری مانند سوریه در مدت کوتاهی به تلی از خاک تبدیل می‌کند و هیچ ابائی هم از از این کشتار ندارد. او به بهانه داعشی که متحدان خودش همانند ترکیه و عربستان پشتیبان‌شان بودند، جنایاتی را مرتکب شد که روی داعش را هم سفید کرد و در حقیقت پوتین و اسد و متحدان هیچ جنایتی را کمتر از داعش مرتکب نشدند و همین امر او را به مرد فاشیست قدرت‌مندی تبدیل کرد تا به راحتی افکار عمومی سینه چاکان سرمایه‌داری را که همواره عاشق مردان قدرتمند هستند برباید و به همگان بگوید که مشاهده کردید که غربی‌ها و حقوق بشرشان در برابر قدرت سلاح‌های به جای مانده از شوروی قدیم سر تعظیم فرود آوردند و نتوانستند در برابر ماشین جنگی و کشتار ما مقاومت کنند و سوریه را، هر چند با زمین‌های سوخته و خون‌های جاری بر روی زمین، به ما هدیه دادند . اما نظام سرمایه‌داری راهی جز این ندارد. یا باید به سوی بربریت برود و یا آنکه خودش را نفی کند.
این مرام و روش نظام سرمایه‌داری در آمریکا هم به روشن‌ترین وجه خود را نشان داده است. در آنجا هم نظام سرمایه‌داری یا باید خود را نفی می‌کرد و یا به دم و دستگاه فاشیستی همانند ترامپ، تسلیم می‌شد. ترامپی که هر چه بیشتر فساد اخلاقی در فاحشه خانه‌ها و کازینو‌ها بر ملا می‌شد به همان اندازه ارای بیشتری را از رای دهندگان جلب می‌کرد. زیرا که سیستم سرمایه‌داری در این دوران احتضار سازوکار کازینوئی و فاحشه خانه ای را تنها راه بقای خود می‌داند و همین امر نیز در روسیه‌ای قابل مشاهده است که تنها با با سیستم مافیائی که ضرورت همان گسترش قمارخانه‌ها فاحشه‌خانه‌ها است، امکان ماندن در قدرت را دارد. اکنون دیگر بحث حاکمیت سرمایه مالی و بانکی مطرح نیست بلکه سرمایه‌های حاکم در کازینو‌ها و فاحشه خانه‌ها و مافیائی است که در این نظام حرف اول را می‌زند و به گونه ای طبیعی چنین نظمی از سرمایه‌داری است که از فاسدترین کومت‌ها در مجموع دفاع می‌کند. اقتصاد مافیائی و کازینوئی بهترین سیستم اقتصادی است که می‌تواند این نظم را حفظ کند. پست مدرنیسم در حکومت‌ها اجبارا به همین نقطه می‌رسد. به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر اصلاح طلبان این نظام هم به جز تسلیم شدن به این چنین حاکمیت‌هائی راه دیگری ندارند زیرا که دیگر کاری از دست اصلاح طلبان نظام سرمایه‌داری هم بر نمی‌آید.
آنان یا باید به پوتین‌ها و ترامپ‌ها تسلیم شوند و یا نفی نظام سرمایه‌داری را بپذیرند. در چنین شرائطی هیچ راهی برای یک زندگی شرافتمندانه باقی نمی‌ماند به جز آنکه مردمی که با نیروی کار خود زندگی را می‌گذرانند در برابر این مافیاها وکازینودارها که قدرت و ثروت را در چنگ خود گرفته‌اند، صفوفی دیگر تشکیل دهند و به ارزش‌های انسانی و زندگی شرافتمندانه پایدار باشند و با چنین نظمی که سراسر آن فساد است به مقابله برخیزند. چنانکه طلایه‌های آن در مبارزات همان مردم آمریکا در به پائین کشیدن مجسمه‌های کریستف کلمپ و نمادهای ارتجاع و برده‌داری مشاهده می‌شود.

یافتن مطالب :