شوراهای محلی مردمی و خودمراقبتی اجتماعی

تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ – ۳:۲۷ ب.ظ

به رغم هشدارهای جدی که توسط پزشکان و متخصصان داده می شود، و به رغم اینکه بسیار دیر هنگام مسوولان دولتی هم به فکر دادن هشدارهای جدی افتاده‌اند، (معاون وزیر بهداشت: “در هر ساعت، ۴۳ نفر از شهروندان ایرانی به بیماری کرونا مبتلا می‌شوند که این آمار نشان‌دهنده قدرت اپیدمیک این ویروس است. طبق بررسی‌ها در هر ساعت متاسفانه سه نفر بر اثر ابتلا به این بیماری در کشور جان خود را از دست می‌دهند”)، اما حضور در خیابان‌ها و بازارها برای کار، خرید و هجوم بسیاری برای سفر و ترافیک در جاده‌ها و برخی مبادی خروجی تهران و ورودی شهرهای مختلف، نشان از آن دارد که انگار برای برخی، مساله کرونا خیلی هم جدی نیست. به راستی چرا؟
وقتی سران کشور بیماری به این کشندگی را مدت‌ها سهل و آسان گرفته و بعضا برخی هنوز هم می گیرند، وقتی آمار مرگ و میر کرونا “امنیتی” محسوب شده و تعدادی به جرم پخش اخبار، آمار و فیلم و عکس در این رابطه، دستگیر شده و به زندان رفته اند، وقتی بارها حرف از قرنطینه و بستن جاده‌ها زده می شود و هیچ اقدام جدی در این رابطه صورت نمی گیرد، وقتی مسوولان بارها در رابطه با بسیاری مسایل مربوط به مردم، دروغ گفته، بعد به راحتی دروغ های قبلی خود را فراموش می کنند و حرف‌های جدید و یا دروغ‌های جدید زده و می‌زنند، آیا ذره‌ای اعتماد باقی می‌ماند؟ (نیازی به آوردن سند و مدرک نیست. مراجعه به گفته های آنان که در رسانه های دولتی پخش شده ساده است)
بخش بزرگی از مردم نمی‌توانند در خانه بمانند، زیرا اگر یک روز کار نکنند، امکان تامین هزینه زندگی خود را ندارند. وقتی مسوولان صرفا به دلیل اینکه حاضر نیستند برای مردم هزینه کنند و نیازمندی‌های روزمره مردم، به ویژه اقشار حقوق و مزدبگیر جامعه را تامین کنند، قرنطینه را امری قدیمی و به درد نخور تلقی می‌کنند و اجرای آن را به تاخیر می‌اندازند، طبیعی است که بخشی از مردم خطرناک بودن این شرایط بحرانی را نتوانند جدی تلقی کنند.
البته نباید فراموش کرد آنان که می گویند این مشکل جدی نیست، خود در بالاترین شرایط امنیت بهداشتی به سر می برند و از امکانات پزشکی بسیار خوبی بهره‌مندند اما از سوی دیگر درست می‌گویند، زیرا که بیماری و مرک مردم برای‌شان مشکل جدی نیست، کشتن تعداد زیادی از معترضان به گرانی بنزین در آبان ماه و سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی و… گواه این مساله است.
مردم که دیده‌اند چگونه مسولان به راحتی با کمک نیروهای نظامی و انتظامی خود در رویدادهایی مانند اعتراضات آبان ماه با “اقتدار” وارد می‌شوند و به اصطلاح قاطعانه “قائله” را می‌خوابانند، می‌پرسند: آیا واقعا توان بستن جاده‌ها و حداقل قرنطینه شهرها را ندارند؟
بخشی از جامعه در این شرایط هیچ امکانی برای حفظ جان خود و خانواده شان ندارند و بخشی دیگرامکانات را در انحصار خود گرفته‌اند، در حالی که اغلب دولت‌ها به دنبال حل این بحران برای حفظ حداقل‌ها برای جامعه هستند، نشان جدی از این گونه اقدامات را شاهد نیستیم.
در کنار این همه، اما عده‌ای نیز با جان خود و خانواده و دیگران بازی می‌کنند و تحت تاثیر گفته دولتمردان یا به خاطر بی‌اعتمادی به آنان، خطر را جدی نمی‌گیرند و برای سفرهای نوروزی راهی جاده‌ها شده‌اند، و باز هم متاسفانه، بسیاری از آنها به نقاطی سفر می‌کنند که خود از کانون‌های بیماری به شمار می‌رود. اینان نمی‌اندیشند که با این سفرها، کانون‌های جدیدی نیز ایجاد می شود .
اما بسیاری نیز جدی بودن خطر کرونا را درک کرده‌اند، به خصوص که به کمک رسانی‌های دولتی بی‌اعتمادند، پس خود دست به کار شده‌اند. از ضدعفونی کردن معابر و توزیع وسایل ضدعفونی و ماسک گرفته تا آموزش و اطلاع‌رسانی به کودکان کار و توزیع وسایل مورد نیاز برای آنان و … هر چند در این زمینه تجربه و دانش کافی ندارند.
در نبود حمایت‌های اجتماعی دولتی، تشکیل شوراهای کمک‌رسانی محلی گام بزرگی خواهد بود برای خودمراقبتی اجتماعی. این شوراها می توانند با سازماندهی اقدامات حمایتی برای کمک رسانی به کسانی اقدام کنند که امکان دسترسی به مایحتاج عمومی و بهداشتی لازم و امکانات لازم برای زندگی در قرنطینه را ندارند وبا خودسازماندهی در جهت همیاری در محلات و شهرها عمل کنند. این گونه شوراها را در سال ۵۷ و ۵۸ به طور عملی تجربه کرده‌ایم.
این شوراها در گام اول، خواسته‌های به حق زحمتکشان را از مسوولان مطالبه می‌کنند، همچنین ضروری است این شوراها برای کاهش خطرات ناشی از تجمع و تماس رو در رو برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی کمکرسانی، با توجه به امکانات و خلاقیت‌ها، راه‌های مناسبی پیدا کنند و تلاش کنند در گام اول دانش خود را از نحوه کار در شرایط بحرانی این چنینی بالا ببرند تا از میزان آزمون وخطاها بکاهند، چرا که جبران خطاها در چنین شرایطی عملا بسیار سخت و غیرممکن خواهد بود.

یافتن مطالب :