نئولیبرالیسم یا جهانی سازی

تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ – ۴:۱۴ ب.ظ

علیرضا ثقفی
قسمت بیست و نهم  و سی ام

خصوصی شدن بهداشت و سلامت
آیا سلامت حق همگان است یا یک امتیاز است که باید در اختیار طبقات خاص قرار گیرد؟ 
شیوع ویروس کرونا و اپیدمی های دیگری از این قبیل مسئله بهداشت و پزشکی عمومی را یک بار دیگر مطرح می کند .
پزشکی و بهداشت که یکی از ابتدائی ترین تجارب زندگی بشر است . تاقبل از تسلط نظام سر مایه داری به صورت علمی همگانی وجود داشته است ونمونه های بارز آن وجود کتاب های سنتی خواص داروها و معالجات سنتی است که در دوران قبل از سرمایه داری در دسترس عموم قرار داشت و خواص دارو ها و گیاهان تجربه ای بود که همگان به راحتی می توانستند از آن مطلع شوند .
خواص دارو ها هیچگاه در انحصار کسی نبوده است . طبابت نیز همانند “معلمی “از نسلی به نسل بعد منتقل می شد و دانش اموزان و دانشجویان این رشته ها در مدارس به صورت رایگان آن را فرا می گرفتند ودر انحصار طبقات خاصی نبود . پزشکان در بار مردم عادی را نیز درمان می کردند و یا تجربیات خود را در اختیار سایر پزشکان قرار می دادند .
واقعیت آن است که داروها ی شیمیائی و یا همان داروهائی که از خواص گیاهان استخراج شده اند و به صورت صنعتی تهیه می شوند، بسیار ارزان تهیه می شوند ودر شرائط حاضر بیشترین هزینه دارو ها مربوط به ثبت انحصاری آنها است و همچنین سود سهام شرکتهای دارو سازی بیشتری سهم قیمت داروها را تشکیل می دهد . شرکتهائی که در مجموع سالانه بیش از یک هزار میلیارد دلار گردش مالی دارند و در چرخه اقتصادی به یکی از سود آورترین بخش های صنعت تبدیل شده اند . بر طبق برخی تخمین ها و آمارها هزینه تولید داروها کمتر از بیست در صد قیمت آنها تشکیل می دهد زیرا که با احتساب سود سهام داران ونیز هزینه ۲۵ تا ۳۰ در صدی توزیع ،دارو سازی همانند رشته هائی چون دخانیات یا صنایع اسلحه سازی است که بیشترین سودها را دارند .

در یک نگاه کوتاه به درامدهای صنعت داروی سازی و دارو فروشی میتوان اشاره کرد که هم اکنون قیمت امتیاز داروخانه در ایران بین هشتصد میلیون تا ۱۱ میلیارد تومان است . چنین سرمایه گذاری ای حتما باید سودهای لازم را برای پرداخت بهره پولی معادل آن در سطح عمومی و در رقابت با سایر سرمایه گذاری ها داشته باشد.
و این هنگامی است که جان انسان ها دستخوش سود طلبی های و حرص آز انسانهای دیگر قرار میگیرد .
اما شر کت های داروئی یکی از بدنام ترین شرکتها هستند به خصوص آنها که در زمره شرکتهای انحصاری اندکه دارو های خاص را در انحصار دارند . خبر زیر که در بحران شیو ع کرو نا انتشار یافت بازگو کننده وضعیت جاکم بر سلامت مردم در دورا ن متاخر سرمایه داری یا همان نئو لیبرا لیسم است و نشان میدهد که این فر هنگ حاکم بر نظام سرمایه داری چگونه زمانی که انسانها در جدال جان هستند عده ای در جدال جمع آوری سودند تا از داروی نجات جان انسان ها بر سودهای خود بیافزایند .
قیمت هر سهم شرکت داروسازی مُدرنا پس از آن که روز دوشنبه از کشف واکسن کرونا خبر داد از ۱۸.۵ به ۲۹.۹ دلار در جریان معاملات روز چهارشنبه بورس نَزدَک جهش کرد.
شرکت بیوتکنولوژی «مدرنا» (Moderna) یک شرکت داروسازی آمریکایی است، دو روز پیش از کشف واکسن «اِم‌آر‌اِن‌اِی-۱۲۷۳» (mRNA-1273) برای ویروس کرونا خبر داد و اعلام کرد که این واکسن را برای آزمایش بیشتر به سازمان ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی آمریکا ارسال کرده است.
شرکت مدرنا همچنین ابراز امیدواری کرد که آزمایش‌های اولیه این واکسن بر روی انسان از ماه آوریل آینده آغاز شود و تولید و مصرف انبوه آن حداقل پس از یک سال رواج پیدا کند.
در عین حال سر مایه داری جهانی در استفاده رقابت آمیز از بیماری واگیر دار و اپیدمی قتل عام انسان ها غافل نیست و تمام تلاش خود را به کار می برد تا از این فاجعه انسانی در جهت بردن سود بیشتر و بیرون کردن رقیب از میدان استفاده کند .
ویلبر راس، وزیر بازرگانی آمریکا گفته است شیوع ویروس کشنده کرونا در چین می‌تواند برای اقتصاد آمریکا خوب باشد. راس در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: «فکر می‌کنم این امر به تسریع بازگشت شغل‌ها به آمریکای شمالی کمک خواهد کرد.»
از همین رو است که می توان شبهه عمدی بودن برخی از این بیماری ها را که در نقاطی خاص گسترش می یابد مورد بررسی قرار داد و به مسئله ساخت سلاح های بیو لوژیک پرداخت که در تاریخ جنگ های طبقاتی سابقه ای طو لانی دارد…….

گسترش میکرب‌ها و ویروس‌های ازمایشگاهی در دوران نئولیبرالیسم
تاریخچه جنگ افزارهای بیولوژیک، ترور بیولوژیک

هرچند گفتن آنکه آیا گسترش یک ویروس به صورت طبیعی بوده است و یا آن ویروس از یک آزمایشگاه سلاح‌های بیولوژیک بیرون آمده، دشوار است، اما نشانه‌هائی وجود دارد که سلاح بیولوژیک در دوران نئولیبرالیسم گسترش یافته و از آن برای اهداف سودجویانه نیز استفاده شده است. چنانکه از فروش دارو‌های بیماری‌های اپیدمی‌های قبلی میلیاردها سود به کیسه سرمایه‌داری سرازیر شده است. سلاح‌های بیولوژیک از قدیم در دسترس بوده است.
در کتاب ذخیره خوارزمشاهی (اولین دائره المعارف پزشکی به زبان فارسی، تالیف دانشمند ایرانی، سیداسماعیل جرجانی، قرن ششم ه.ش) آمده: “بعضی از ملوک، کنیزکان را به زهر، بپرورند، چنانکه خوردن آن ایشان را عادت شود و زیان ندارد، این از بهر آن کنند تا آن کنیزک را به تحفه (هدیه) یا به حیله دیگر به خصمی که ایشان را بًوَد برسانند تا به مباشرت آن کنیزک، هلاک شوند ” ابن سینا نیز در اوائل هزاره دوم میلادی در “قانون در طب” همین مطلب را بیان نمود. این امر بیانگر آن است که سلاح بیولوژیک از قدیم برای انسان‌ها شناخته شده بوده است و قدرتمندان برای نابودی رقیب از آن استفاده می‌کرده‌اند.
در ۱۳۴۶م، طاعون سپاهیان تاتار را در حین حمله به کافا در کریمه در هم شکست، حمله کنندگان نعش کشته‌ها را در پای دیوارهای شهر رها کردند. در نتیجه با رفت و آمد مدافعین شهر، اپیدمی طاعون به تمام منطقه گسترش یافت و احتمال می‌رود برخی از افرادی که “کافا “را ترک کردند، باعث همه گیری آن در اروپا شدند که بعدها به مرگ سیاه، شهرت یافت.
در طی جنگ جهانی اول نیز آلمانی‌ها اسب‌ها و گاوها را قبل از حمل به آمریکا و فرانسه به بیماری آلوده می‌کردند.
در ۱۹۳۷ ژاپن برنامه منظمی برای تولید جنگ‌افزارهای بیولوژیک شروع کرد که مرکز آن در ۴۰ مایلی جنوب “هاربین در منچوری” قرار داشت و به مرکز آزمایشی ۷۳۱ معروف بود. تحقیقات این مرکز تا سال ۱۹۴۵ ادامه یافت. در آن سال این مرکز در یک آتش سوزی ناشی از جنگ از بین رفت. تحقیقاتی که ژاپنی‌ها انجام می‌دادند بر روی سیاه زخم و طاعون بود. در همان سال ژاپنی‌ها ۴۰۰ کیلوگرم میکروب سیاه زخم را ذخیره کرده بودند که در بمب‌هایی با طراحی ویژه استفاده می‌شد.
امریکا در ۱۹۴۳ برنامه تحقیقاتی خود را برای استفاده از عوامل بیولوژیک آغاز کرد؛ این برنامه به طور رسمی تا سال ۱۹۶۹ ادامه یافت. در آن سال نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا به آن پایان داد و مواد تهیه شده در بین سال‌های ۷۲ -۱۹۷۱ با حضور نمایندگان وزارت‌های دفاع و کشاورزی از بین رفت. این مواد شامل سم بوتولیسم، عامل سیاه زخم، تولارمی، تب Q، بروسلوز و آنتروتوکسین B استافیلو کوکی، تب بتور و ویروس انسفالیت ونزوئلایی بود. همزمان، ارتش آمریکا برنامه دفاع میکروبی در جنگ را از سال ۱۹۵۳ شروع کرد که تاکنون نیز ادامه دارد.
در سال ۱۹۷۲ کشورهای جهان، کنوانسیونی مبنی بر عدم تولید فرآوری و گسترش سلاح‌های بیولوژیکی امضا کردند؛ اگر چه بعضی از کشورهای امضاء کننده تحقیقات در این زمینه را ادامه دادند.
موارد متعددی از استفاده سلاح‌های بیولوژیک در سال‌های اخیر گزارش شده است که یکی از موارد آن، “باران زرد” در آسیای جنوب شرقی بود که به علت آزاد شدن تصادفی عامل سیاه زخم از استان “سوردلوفسک” روسیه بود. مورد بعدی استفاده از عامل ریسین به عنوان وسیله کشنده در لندن و در سال ۱۹۸۷ بود.
در ۲ آگوست ۱۹۹۱ گزارش شد که عراق تحقیقاتی در مورد عامل سیاه زخم انجام می‌دهد . بسیاری از تاسیسات این پروژه طی جنگ اول خلیج‌فارس از بین رفت. در ۱۹۹۵ مشخص شد که عراق تحقیقات بر روی سیاه زخم، سم بوتولیسم، کلستریدیوم پرفریژنس، آفلاتوکسین‌ها و ریسین را ادامه داده و توانسته است از آنها در راکت‌ها، بمب‌های هوایی و تانک‌های اسپری کننده استفاده کند. در نهایت عراق صد بمب ۴۰۰ کیلویی را با سموم بوتولیسم، ۵۰ بمب را با آنتراکس و ۱۶ بمب را با آفلاتوکسین پر کرده بود، علاوه بر آن ۱۳ موشک الحسین (اسکاد) را با سم بوتولیسم، ۱۰ موشک با آنتراکس و ۲ موشک نیز با آفلا توکسین آماده کرده بود. در کل، عراق، ۱۹۰۰۰ لیتر سم تغلیظ شده بوتولیسم، ۸۵۰۰ لیتر از آنتراکس و ۲۲۰۰ لیتر از آفلا توکسین را دارا بود. (هر چند بمباران‌هائی نظیر حلبچه با سموم شیمیائی دیگر صورت گرفت که بعدها مشخص شد با همکاری شرکت‌های غربی ساخته شده بود.

می‌توان گفت که قدرتمداران از این سلاح در کنترل یا تضعیف مبارزات آزادی‌خواهانه می‌توانند استفاده کنند. اما این که موارد استفاده این سلاح در چه مکان‌ها و چه زمان‌هائی بوده است چندان روشن نیست و این امر که آیا ویروس کرونا از آزمایشگاه منتشر شده یا طبیعی بوده، امری است که نیاز به تحقیقات مستقل دارد. البته با حاکمیت نئولیبرالیسم همواره این امکان وجود دارد که این چنین با جان انسان‌ها بازی شود.

یافتن مطالب :