مصاحبه با “کاردرمانگر”

تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۷ – ۱۱:۰۵ ق.ظ

کارگران معلم


به نقل از کرانه ۴(آبان و آذر۹۷)

در شماره های قبل گاه نامه کرانه،‌‌ با عنوان “کارگران معلم“،‌‌ مصاحبه هایی با مربیان آموزشگاه های رانندگی و موسیقی چاپ شد که مشکلات و معضلات خود را در خصوص کار و کارفرمایان مطرح کرده بودند؛ در این راستا،‌ برای معرفی گروهی دیگر از این کارگران معلم که از استاندارد حقوق،‌ مزایا،‌ بیمه،‌ اضافه کار و سنوات کار سخت محرومند،‌ به سراغ مربیان کار درمانگر رفته‌ایم تا از زبان خودشان،‌‌ دردهای گویایی را بشنویم که قطعا درد مشترک طیف وسیعی از مربیان در شغل‌ها و جایگاه‌های مختلف دیگر نیز خواهد بود … حتی در بعضی مشکلات عمده با همکاران خود در بخش دولتی نیز همدردند.

***

-لطفا کمی از شغلتون بگین… “کار درمانگری” چیست؟

سلام، ابتدا ممنون از اینکه چنین چیزی دغدغه شما شده و پیگیرش شدین. برام جالب بود واژه ترکیبی کارگر_معلم و هر چه بیشتر تکرارش میکنم میبینم چه واژه به جایی هم هست. بیخود نیست روز کارگر و معلم حتی در تقویم هم، کنار هم قرار گرفته اند.

 کاردرمانگری طبق تعریف ساده؛ کار با کودکانی هست که مشکلات و نارسایی هایی در زندگی عادی خودشون دارن. از مشکلات جسمی تا ذهنی رو هم دربرمیگیره. کاردرمانگری جسمی  بیشتر به یاری رسانی و درمان در حیطه مشکلات جسمی کودک می پردازه و کاردرمانی ذهنی در حیطه شناخت و توان افزایی ارتباط و دنیای ذهنی.

 – چیزی که من از شغل شما متوجه شدم، اصل درمان این قبیل بیماران، مشخصا به عهده ی “کاردرمانگر” هاست، و شما به تک تک بچه ها باید آموزش بدهید برای درمانشان، به راستی شما معلمید یا درمانگر؟

من خودم رو یک مادر- معلم می بینم در درجه اول بعد درمانگرشناختی_ذهنی. البته که نظرات همکاران دیگر مطمئنا متفاوت خواهد بود.

در حقیقت من در شیوه کاری خودم، وقتی از ۲ – ۳ سالگی با کودکم همراهم و این کودک با من دنیا رو میبینه با من دنیا رو میشناسه، با من اولین واژه هاش رو میگه، با من نگاه کردن و حتی چطور نگاه کردن رو می آموزه، خودم رو در کسوت مادری می‌بینم که فقط در هفته ۲ ساعت میتونه با کودکش ارتباط داشته باشه ولی در این دوساعت باید و باید طوری کارش رو تعریف کنه و انجام بده که تاثیر  ۲۴ ساعت همراهی رو طی زمانی کوتاه در کودک ببینه. و این تغییر تدریجی و مشاهده نگاه، و شنیدن واژه ها از زبان کودکم برای من شیرین ترین لحظه هاست.

برخی از این کودکان در ابتدا حتی هیچ واکنشی به شنیدن اسم خودشون هم ندارند و بعد از چند جلسه، تغییر این فرایند و ایجاد شناخت رو در نگاه اونها میشه دید. لذتی بالاتر از این تغییر در نگاه برای خودم نمی بینم.

– مراجعه کنندگان به مراکز درمانی همانند شما، چه کسانی و بواقع، چه بیمارانی هستند؟!

– اکثر مراجعه کنندگان خانواده هایی هستند با کودکانی که در انجام مسائل عادی و جاری روزمره شون مشکل دارند.

این کودکان طیف گسترده ای دارند؛ از اختلالات ساده ای مثل یادگیری و یا مشکلات ساده رفتاری در محیط تاااااا اختلالات اوتیسم که از نگاه شخص من سنگین ترین اختلال رشدی است.

– کار با بچه هایی که مشکلاتی مثل اوتیسم و یا انواع عقب ماندگی ها را دارند ،چگونه است؟ کار سختی باید باشد؟ با هر بچه چه مدت کار می کنید؟

نمیدونم چه کلمه ای بکار ببرم که تعبیر به تکرار نشه و در عین حال بتونه عمق مطلب رو برسونه. کار عاشقانه سختیه. یک عشق سخت و نفس گیر که آدم نمیتونه ازش دل بکّنه.

 درباره زمان کار با کودک نیز، همه اینها بستگی به وضعیت مالی خانواده ها و نیز شرایط خود کودک داره. اما به طور متوسط هفته ای حداقل دو جلسه کودک باید کاردرمانگری ذهنی شناختی داشته باشه. شما برای خانواده باید موارد دیگه ای مثل کاردرمانگری جسمی، یادگیری ارتباطی- بازی درمانی و … رو هم در نظر بگیرید. اما برای من به عنوان درمانگر هفته ای دو جلسه ۴۵ دقیقه ای  در طی سالیان.

– چند وقته در این زمینه کار می کنید؟  چند ساعت در هفته مشغول به کارید؟

بطور تخصصی در این زمینه حدود ۵ سال هست. تعداد ساعات کاری در هفته و روز کاری بنابر هر مرکز و نیز تعداد مراجعان متفاوت هست. مثلا در برخی موارد من از ساعت ۹ صبح تا ۸ شب پیوسته مراجع دارم و روزهایی هم هست که نه، ۱۲ تا ۸ و یا بر اساس کنسلی هایی که اتفاق میفته این تعداد کمتر هم میشه.

–  درآمد کاردرمانگران چگونه است؟ کفاف هزینه های زندگی را می دهد؟ حقوق ثابت می گیرند؟

نمیتونم نظر کلی بدم چون بر اساس موقعیت درمانگر و میزان ارتباطاتش و نیز، بر اساس مراکز مختلف فرق میکنه.

ولی تا انجا که میدونم، در برابر کاری که انجام میشه درآمد خیلی پایین هست. حقوق ما اکثرا در صدی هست که در بیشتر موارد، رئیس مرکز حق الزحمه بیشتری نسبت به درمانگرانش از هر ویزیت برداشت میکنه. خیر این مقدار حقوق کفاف یک زندگی حتی نزدیک به عادی رو نمیده. اصلا.  باز هم تاکید میکنم چگونگی حقوق گرفتن بر اساس مراکز تعیین میشه، ولی اکثر مراکز چون غیر دولتی هستن حقوق بر اساس تعداد مراجعان هر درمانگر مشخص میشه و حقوق ثابتی نیست. مثلا در ماه های شهربور – مهر-اسفند و فروردین به دلیل تعطیلات و یا مشکلات دیگر خانواده ها، تعداد کنسلی ها بسیار زیاد هست و  پایین ترین حقوق در این ماه ها هست.

– پس به این ترتیب از سختی کار و حق سنوات رو و اضافه کار و… هم خبری نیست. نسبت درصد دریافتی یک کاردرمانگر و پزشک صاحب درمانگاه، چقدر است؟

حق سنوات، بیمه،  سختی کار!!!  اینها واژه های قشنگی هستن که من فقط توی ی سری قوانین رسمی دیدم و نه در زندگی جاری و زمینی. خیر من تا الان هیچ حق بیمه ای نگرفتم و اصلا درباره ش حتی نمیتونم فکر هم کنم. چه توقعااااتی!!!!!

درباره نسبت دریافتی درمانگر و رییس یا پزشک مرکز هم خیلی بستگی به سلیقه مراکز داره. گفتم چون این مراکز اکثرا خصوصی هستن، همه چیز رو سلیقه  کارفرما تعیین میکنه. من مراکزی بودم که ۵۰ تا ۷۰ درصد هم به درمانگر میرسیده ( بستگی به خیلی موارد داره)اما برخی مراکز هم تا سقف ۳۰ تا ۳۵ درصد بیشتر به درمانگر نمیدن! و طبق معمول جای هیچ شکایتی هم نیست!!!

– تعداد این مراکز درمانی این چنین در تهران حدودا چندتا است؟ در هر مرکز چند حدودا چند کاردرمانگر کار می کند؟! ( در مرکز درمانی شما، چند پرسنل “کاردرمانگر” در حال فعالیتند؟)

واقعا درباره تعداد این مراکز در تهران هیچ آماری ندارم. تعداد درمانگران بستگی به میزان مراجعان در نواحی و اسم و رسم مرکز و امکانات اون مرکز داره. در مرکز ما حداقل ۷ نفر هستیم با روزها و زمان های حضور متفاوت.

– این مراکز تحت پوشش کدام ارگان یا سازمان هستند؟ مشکلات کاری و مالی مراکز  توانبخشی، کجا مطرح میشه؟! ( آیا زیر مجموعه بهزیستی هستید یا وزارت بهداشت و یا …) و یا بواقع باید بپرسم تا به حال ارگان یا مسئولی برای رسیدگی به مشکلات “کاردرمانگران” پیش قدم بوده؟!

تا اونجا که من مطلع هستم هر دو ارگان وزارت بهداشت و بهزیستی مجوز چنین مراکزی رو میتونن صادر کنن.

و میزان نظارت رو هم بهتره درباره اش سکوت کنم. درباره رسیدگی به وضعیت درمانگران، چون تا الان من شخصا هیچ گونه اعتراضی نشنیدم پس توقع رسیدگی هم ندارم. متاسفانه هیچ تشکل یا صنفی نداریم و من جز مواردی که همایش های علمی برگزار بشه سخنی از گردهمایی برای رسیدگی به مشکلات یا حرف های درمانگران نشنیدم.

-یعنی کاردرمانگران، صنف، اتحادیه و یا تشکلی ندارند که از آن طریق بتوانند به طور دسته جمعی مشکلاتشان را پیگیری کنند و از حق و حقوقشان دفاع کنند؟

من از وجود چنین تشکل یا صنفی بی خبرم و مطمئنا اگر بود حداقل اسمی ازش برده می‌شد در این سال‌ها و یابین همکاران حرفش می‌آمد. بنظرم حتی اگر هم هست مثل خیلی اصناف دیگه جز اسمی صوری چیز دیگری در چنته‌اش نیست.

 – از مشکلات خانواده هایی که به این مراکز مراجعه می کنند، بگویید؟

اینجاست که باید بگویم؛ از کدومشون بگم…

از کجا بگم…

واقعا ناراحت کننده و دردناک…

خانواده هایی که کودکانی دارند با مشکلات خاص، در کنار مشکلات عادی که دامن گیر همه خانواده ها هست، با دامنه وسیعتری از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند.

مشکلات مالی اولین سنگ جلوی پای رسیدگی و پیگیری این کودکان هست.

متاسفانه هزینه دارو و نیز کلاس های درمانگری و بازی درمانی و … بسیار بالاست و به نوعی خصوصی محسوب میشه. از سمت دیگر، بهزیستی هزینه بسیار بسیار پایینی رو بصورت ماهانه برای این طیف درنظر گرفته که شاید حتی خنده دار هم هست. آن مقدار پرداختی که از طرف بهزیستی  صورت میگیره (و من از مادران این کودکان میشنوم) حتی  باندازه دوجلسه کار با این کودکان هم نیست.

تا جایی که تعدادی از خانواده ها از خیر بدو بدو  و امضا گرفتن های هر ماه برای این مبلغ می‌گذرند.

مشکلات عاطفی، ارتباطی خانواده ها با دیگران بدلیل عدم آموزش همگانی نسبت به واکنش با این کودکان( بویژه کودکان طیف اوتیسم) بسیار بالاست و اکثر مادران از نوع نگاه و واکنشهای تند و یا در برخی موارد حتی از دلسوزی های بی مورد دیگران رنج می برند.

مادر یکی از این کودکان در یک درد دل به من میگفت: «من حتی با خانواده خودم هم دیگه رفت و آمد ندارم. هیچ کس متوجه نیست که ما چه زجری می کشیم و  نمیدونن که چطور باید در مقابل تیک ها و اعمال بچه م رفتار کنن.

وقتی در جمع هستیم طوری پسر من رو نگاه میکنن که حالم بد میشه و یا هر اتفاقی بیفته این کودک من هست که بدلیل کم توانی در ارتباط توبیخ میشه. در حالیکه من میدونم اون فقط خواسته از خودش دفاع کنه و یا نتونسته گزارش بده مثل همه کودکان عادی.»

اطلاعات روز و وسایل و بازی ها و … چگونه آپدیت می شود؟ تحقیقات علمی جدید این رشته ی توانبخشی، در مراکز درمانی ایران نیز مورد استفاده قرار می گیرد یا خیر؟!

  در جریانش نیستم. من شخصا با مطالعه کتاب و بازی‌های جدید وصحبت با همکارانم در جریان قرار می‌گیرم و سعی میکنم خودم رو به روز نگه دارم.

– با وجود سختی های این کار آیا باز هم حاضرین در همین راستا فعالیت کنید؟ پیش اومده به تغییر شغل فکر کنید؟ ( و چه شغلی؟! و چرا؟)

بله . در حقیقت اصلا نمیتونم به کار نکردن، به نبودن با بچه ها فکر کنم. ادامه میدم. به خاطر دل خودم و به خاطر زندگی کودکانم. به تغییر شغل نه، اما به شیوه کار کردن یا ساعات کاری و مخصوصا تغییر مرکز خیلی فکر میکنم. به نظر من کار با کودکان مخصوصا کودکان خاص، نمیتونه و نباید تمام وقت باشه. باید با عشق باشه وگرنه اگر جنبه حقوق و مزایا رو در نظر بگیریم و یا به خاطر حقوق مجبور باشی وقت و ساعات بیشتری کار کنیم، اصلا  نمیتونی کارایی لازم رو داشته باشی. کار فوق العاده سنگینی است و هم توان ذهنی و جسمی بالایی می‌خواد و هم روحیه بالایی.

۱۳-  و سخن آخر …

از شعار دادن های تکراری و توخالی و گول زدن خود دست برداریم . با آشنایی و آگاهی از انواع اختلالات( کودکان) هر کدام از ما سعی کنیم زندگی رو از نگاه یک کودک؛ یک کودک عادی، سندروم داون، دارای مشکل ذهنی یا … اوتیسم نگاه کنیم و با عمیق تر نگاه کردن به زندگی یک روز این کودکان، درک بهتری از شرایط خانواده های این عزیزان پیدا کنیم.

 آن لحظه هست که بجای واکنش های نابخردانه و یا دلسوزی های سطحی و آزاردهنده، بهترین نوع همدلی را خواهیم داشت؛ یعنی درک.

و باز هم ممنون و سپاسگزارم از شما که مشکلات درمانگران و نیز خانواده های کودکان خاص از دغدغه ها و اولویت های شما برای تهیه این گزارش بود.

یافتن مطالب :