“بزنگاه ضد تاریخی”

تاریخ انتشار: ۳ آبان ۱۳۹۷ – ۱۲:۰۰ ب.ظ

یادداشت
پیرامون برگزاری مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

«حنیف زادمهر»
در ماه‌های اخیر خبری مبنی بر آمادگی بخشی از کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران برای برگزاری مجمع عمومی یکباره فضای ذهنی بخشی از افراد یا نیروها را بهم ریخت و سبب شد دو طیف شکل بگیرند و مشکلاتشان را تبدیل به مبرم ترین و ضروری ترین تضاد جنبش کارگری کنند. طیفی از هیئت مدیره‌ی فعلی سندیکا و طیف دیگری از کارگران شاغل در شرکت واحد.
فارغ از محتوا و شکل و دلایل و استدلال های هریک از طرفین ، پرسشی به ذهن نیروهای آگاه می رسد که به راستی جنبش کارگری را چه شده که اینگونه به تکاپو افتاده،تضاد اصلی‌اش را فراموش کرده و در حال شقه شدن برسر دو طیف است؟!
پس از خیزش‌های دی ماه سال گذشته و اعتلای مبارزات کارگری و مردمی در صد و چهل شهر کشور و افزایش روز افزون مشکلات معیشتی و سخت تر شدن هرچه بیشتر بار زندگی و تشدید سرکوب فعالین کارگری و مردم آگاه و همچنین اعتراضات و خیزش مرداد ماه در کرج و اصفهان و تهران و مشهد و چند شهر دیگر و در پی آن روشن شدن مشعل اعتصابات سراسری و در شرایطی که موج اعتصابات سراسری توسط کامیون داران، معلمان، بازنشستگان، کارگران، بازاریان و دانشجویان و دانش آموزان می رود که ماشین سرکوب سرمایه را از کار بیاندازد. در شرایطی که مردم و نیروهای آگاه و فعالین کارگری زیر شدیدترین سرکوب ها به سر می برند و همین روزهای گذشته شاهد حمله گارد زندان ارومیه به زندانیان سیاسی و در پی آن اعتصاب غذای دیگر زندانیان بودیم ، و همچنین سخت تر کردن شرایط زندان برای زندانیان عقیدتی و سیاسی همچون آرش صادقی که در وخیم‌ترین حال جسمی و بیماری به سر می‌برد و نیازمند رسیدگی پزشکی و درمان در خارج از زندان است. در چنین شرایطی پرسیدنی‌ست که این مسائل نیازمند حل و رفع رجوع هستند یا درگیری داخلی یک سندیکای کارگری؟!
پس از دی ماه سال گذشته ، ضعف نبود چشم انداز اجتماعی و عدم وجود سازماندهی، خود را هرچه نمایان تر کرد. با گذشت قریب به ده ماه هنوز هم نیروهای آگاه و صادق با تلاش‌هایشان نتوانسته‌اند به آن سازماندهی مطلوب حتی نزدیک شوند.

ولی مسئله بر سر نیروهایی‌ست که حل بنیادین تضادهای موجود که هیچ، حتی در محافل خود در خارج از کشور هم نمی‌توانند بعضا تضاد های شخصی خود را رفع کنند و یکباره فرصت را غنیمت شمرده، وارد صحنه شده اند تا مثلا وجود خود را اثبات کنند. باید خطاب به این نیروها گفت شما اگر غم جنبش کارگری در دلتان است و می خواهید کاری کنید بهترین کار این است که تضادهای درونیِ خود را روانه‌ی جنبش نکنید. نیروهایی که سال‌هاست حتی فضای داخل کشور را هم ندیده اند، نیروهای به ظاهر موجودی که حتی لهجه‌ی بریتیش و امریکن در کلام دارند به یکباره از خواب خرگوشی خود بیدار شده اند و می خواهند از دور با جلسات اسکایپیِ خود درمان درد جنبش کارگری شوند! دردی که خود سالهاست گرفتارش شده اند و با دامن زدن به این مشکل کوچک و کوتاه قد می خواهند جنبش کارگری را بر سر دو طیف از یک سندیکا شقه کنند.
وظیفه نیروهای آگاه و فعالین کارگری‌ست که از دخالت در این موضوع که درمانش تنها بدست خود کارگران است ، خودداری کنند و جنبش کارگری را از خطر چند پاره شدن و هزینه کردن نیروها بر سر چنین مسئله ای حفظ کنند.

مهر ما ه ۹۷

یافتن مطالب :