خودکشی ؛ مرگی خود خواسته؟!

تاریخ انتشار: ۱۹ تیر ۱۳۹۷ – ۵:۴۸ ب.ظ

نسیم ریگی

غمگین و افسرده طول خیابان را با قدم‌هایی آهسته می پیماید. به حوادث امروز می اندیشد، به کاری که برای همیشه از آن اخراج شده است. با ذهنی پر از هیاهو به مرگی می اندیشد که آهسته در کوشش، تف انداختن به صورتِ این زندگیِ مالامال از غم و نکبت را نجوا می کند. بیم و هراسی که از بازگشت به خانه دارد؛ خواسته‌های دخترِ خردسالش، کرایه خانه ای که باید پرداخت شود …
اما با صدایِ ماشینی که به سرعت به او نزدیک می شود، همه ی این افکار به ناگاه محو و ناپدید می شود. صدای جیغِ ممتدِ ماشین و کرختی ای که بر تمام بدنش مستولی می شود و مردمی که به دورش حلقه می زنند؛ با چهره‌هایی که بیم و هراسی مرگبار در آن‌ها موج می زند، و چشمانی که برای همیشه بر روی این آدمک‌ها بسته می شود؛ پایانِ یک زندگیِ نومیدانه .
با اخباری مربوط به خودکشیِ آدم‌هایی از این دست که در اوج یاس و استیصال، به زندگی شان پایان می بخشند، هر روزه در جرایدِ روزنامه‌ها و کانال‌هایِ تلگرامی روبرو می شویم. فجایعی هولناک که در میان خیلِ عظیمِ خبرهایی که این روزها به دلیل شرایط نامساعد کشور با آن‌ها مواجهیم شاید با توجه و تامل کمتری روبرو شود. در خبری رئیس سازمان امور اجتماعی کشور آمار خودکشی را۳۸۰۰- ۴۰۰۰ نفر در سال اعلام کرده بود. یعنی به طور متوسط ماهانه، تقریبا ۳۰۰ نفر و روزانه۱۰ نفر و به عبارتی هر دو و نیم ساعت یک نفر قربانی این سرنوشت حزن انگیز می شوند. آماری که با کمی غور در آن می توان به ارتباطش با اوضاع منحط کشور پی برد.
در جامعه ای که خانواده‌ها، کوته بینانه سعی در مخفی نگه داشتنِ این فجایع غمناک را دارند و دولت‌ها هم با فریبکاریِ عریانی سعی در سرپوش گذاشتن بر روی مسائلی این چنینی دارند. جای تردیدی نیست که آمار خودکشی بیش از این باشد. حتی همین آمار اعلام شده هم معادلِ نصف میانگین جهانی است.
اما به راستی چرا خانواده‌ها و دولت‌ها چنین مذبوحانه سعی در کتمان این حقایق اسف اگکیز را دارند. چرا دولت‌ها از دادن آمارهای واقعی در این زمینه وحشت دارند. پشتِ این پنهان کاری‌ها چه کسانی و با چه دسیسه‌هایی و به دنبال حفظ چه منافعی هستند که اینگونه حقایق را کتمان می کنند.
دولت‌هایی که همواره از راه‌های گوناگون همانندِ به کارگیریِ مذهب و عرف و سنت‌ها و توسط خانواده‌ها سعی در تقبیح خودکشی دارند و می خواهند با رسواکردنِ این نجواکنندگانِ نومیدی آن‌ها را مسببین اصلیِ خودکشی‌ها قلمداد کنند، خود عاملین اصلیِ این مصیبت‌های دردناک هستند، گرچه عامل فردی را هم می توان در خودکشی منظور داشت اما این امر هیچ گاه از بار مسئولیتِ عاملین این فجایع نمی کاهد.
دولت‌ها با مقدس شمردنِ مقاومت در برابر رنج، مردم را به خویشتن داری و سکوت دعوت می‌کنند. اما خودکشی نوعی عصیان است؛ عصیانِ شوربختی که دسیسه چینی‌های ساده اندیشانه‌ی عاملین را به بهای پایان دادن به زندگی اش برملا می سازد.
پس می‌توان به جای سرپوش گذاشتن بر خودکشی‌ها آن‌ها را آشکار ساخت و به این ترتیب نقشی در رسواییِ عاملین اصلیِ خودکشی‌ها داشت.
برای خودکشی عواملِ متعددی را عنوان کرده‌اند: عوامل روانی، عاطفی، اقتصادی،. … اما در کشوری که با فروباشی اقتصادی روبروست می‌توان مهم ترین عامل را به اقتصاد مربوط دانست. و گرچه با آگاهی دادن به مردم و امدادهای اجتماعی تا حدی می توان جلوی این فاجعه اجتماعی را گرفت. ولی در کشوری با اوضاع اقتصادی نامساعد خودکشی دیگر امری طبیعی است که با تشدیدِ عواملِ دیگر بر بحرانِ خودکشی دامن میزند.
دولت‌ها همیشه به دنبال حفظ منافع طبقه ای خاص هستند ؛ طبقه‌ای قدرقدرت که خود، دولت‌ها را هدایت می‌کند و برای حفظ منافعش از طریق دولت‌ها دست به هر اقدامی می‌زند. پس بدون محو این طبقات اجتماعیِ قدرقدرت نمی‌توان این نابسامانی‌های اجتماعی را ریشه‌کن کرد و با وجود این سیستم معیوب، هر روز باید شاهد تکثیر و اشاعه ی حوادثی از این دست باشیم.
بنابراین ورود به صحنه‌ی سیاست و اراده‌ی جمعی ملت‌ها و حذفِ طبقات اجتماعی می‌تواند سدی در برابرِ این چهره‌هایِ حق به جانب و عاملینِ فجایعِ اجتماعی، مانندِ خودکشی باشد.

یافتن مطالب :