اگر من نبودم

تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ – ۲:۴۷ ق.ظ
علی یزدانی

زنم زن

اگر من نبودم

تمدن کجا بود؟

نمی چیدم ار سیب ممنوعه را من

به تقدیر اگر چون تو دل می سپردم

نمی زادم ار “کار” با بطن دستم

بهشت توهم
رهایت نمی کرد

نبودم اگر من
 نمی کِشتم ار دانه ها را بر این خاک

نمی چیدم ار سبزه از زلف جوبار

توحش ز حیوان جدایت نمی کرد

زنم زن

ندزدیده جز من شرر از خدایان

نبوده به جز من نگهدار آتش

پرومته , هوشنگ و صد نام دیگر

ز من شعله ها را امانت گرفتند

ز من , من

زنم, زن

اگر من نبودم

نه گرما و نوری

نه ذوب و تنوری

نه جام بلوری
تمدن کجا بود؟

زنم زن

نه مادر , نه همسر ,نه خواهر نه دختم ,زنم من

دما سنج این گوی آتشفشانم

ازین سخت جانم چو فولاد

و زان نرم خو تر ز ابر بهارم

زنم زن

اگر من نبودم

اگر من نبودم

همین دم

ز خوی پلشت حریصان

تن گرم هستی

زمین, مادر مهربانم

چو دوزخ گدازنده می شد

و این زاده ی دست من “کار”

نبشکفته بازنده می شد

زنم, زن

یافتن مطالب :