بیانیه جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه تهران، علامه طباطبایی، سوره و پارس

تاریخ انتشار: ۶ تیر ۱۳۹۵ – ۲:۰۸ ب.ظ

دانشجویان، کارگران و تمام ستمدیدگان ایران
در طول چند سال اخیر، فعالان اجتماعی مختلف با اتهام های سنگین از سوی حاکمیت از کار و فعالیت بازداشته شدند. جریمه های سنگین منجمله، زندان، جرایم مالی، شلاق و کنترل، اخراج، تعلیق، احضارهای پی در پی به نهادهای امنیتی و جولان نیروهای پلیس و گارد ویژه در مناطق نزدیک به کار و زندگی کارگران و خانواده هایشان، زندگی آنان را متوقف ساخته، حداقل های آزادی را به تدریج از آنان سلب کرده وحتی پیشاپیش به هر اعتراض بالقوه ای تهدید چماق و بازداشت و زندان را نشان داده است. این وضعیت در انواع محلهای کاری، تحصیلی و زیستی، جاری و حکمرواست. خطوطی که اینک در پی میآید، صدای گروهی از مدافعین ستم دیدگان جامعه است: دانشجویان چپ
اینک جامعه در شرایط جدیدی قرار دارد. از اعماق جامعه صداهای ناخرسندی علیه واقعیت سخت که سیستم و نمایندگان حاکم آن ساخته اند، به گوش میرسد. کارگران از هر گونه فعالیت مستقل و تشکلیابی در محل کار محروم هستند. جعفرعظیم زاده یکی از این صداهاست که از جامعه کارگری با پوست، گوشت و استخوان خود به فریاد در آمده است. دریدن رخت کهنه و متعفن زندگی، برای او دارد به قیمت از دست دادن تک تک سلولهای زنده جانش تمام می شود. به فعالیت صنفی جعفرعظیم زاده ، اتهام امنیتی وارد کرده و او را به تحمل شش سال زندان محکوم کرده اند. پیش از او در دو دهه اخیر، دیگر فعالان کارگری، در حالی که دوران حبس خود را در زندان می گذراندند، به علت انواع فشارهای گوناگون، به اتهام های مشابه در زندان جان سپردند و یا دچار صدمات جبران ناپذیر جسمی شدند. یار کارگرمان شاهرخ زمانی در تابستان گذشته در حالی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان به سر می برد، به دلایل نامعلوم جان سپرد. یار و همراه و هم سنگر دیگرمان محمود صالحی که اکنون با قدرت و شهامت در کنار ماست، نیز در زندان رژیم کلیه های خود را از دست داد و بعد از دوره زندان دیالیزی شد. و اکنون جعفرعظیم زاده هم بعد از اجرای حکم خویش، علیه جرمی که دستگاه قضایی به پشتوانه ضرورت اقتصادی دستگاه حاکم تعریف کرده بود، ناچار به اعتصاب غذا در زندان شد. اعتصاب او اینک از مرز پنجاه روز گذشته است. مطالبه¬ای که رفیق دربند ما، جعفر عظیم زاده آن را به صورتی جدی مطرح ساخته است،» برداشتن اتهام امنیتی از فعالیت های صنفی«، اختصاص به شرایط کارگری ندارد. در دانشگاه های کشور هم، فعالان سیاسی مستقل را همیشه به اتهامات امنیتی سرکوب کرده اند. ما سرکوب جنبش دانشجویی رادیکال دهه هفتاد که نقطه اوج آن در هجده تیر هفتاد و هشت بود، همچنین سرکوب گسترده دانشجویان چپ آزادی خواه و برابری طلب دهه هشتاد را هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد. دانشجویان چپ به ویژه همیشه در معرض تندترین برخوردها و سرکوب ها قرار داشتند. به یاد داریم دستگاه سرکوب حاکم چگونه به واسطه بازداشت های فله ای در درون و بیرون از دانشگاه و با اشاعه دروغ ها و اتهامات مکرر اخلاقی و امنیتی درباره دانشجویان مستقل و چپ، از طریق نهادهای دانشجویی مزدور و وابسته تمام سعی خود را برای نابود کردن هر صدای مخالفی به کارمی بست و از کثیف ترین اقدامات برای اینکار روگردانی نمی کرد. بله همینطور است، و نعره جنبش های دانشجویی رادیکال نسل های پیش که تبلور صدای تمامی ستم دیدگان جامعه بود، در ظلمات این سال ها هرگز خاموش نشده است. بلکه چون محتوایی همیشه تازه داشت، آهسته به راه خود ادامه داد و امروز در زمانی مناسب یک بار دیگر برای فریادی گسترده تر، علنی ر و عمومی تر، به دست وارثان حقیقی اش رسید . برای پاسبان های این نظم سرکوبگر، هیچ سلاح مقابله ابدی، برنده تر از این نعره های همواره تازه وجود نخواهد داشت. بله، و این تازه ابتدای کار ماست. صفحات تاریخ امروز جلوی دیدگان همه ما گشوده است و گذشته را ورق می زنیم تا از سنت های خود بیاموزیم. هیچ » منفعت و امنیت ملی» این آموختن را نمی تواند به تعویق بیندازد. و شما ای دستگاه سرکوبگری که رد جنایاتتان بر سرنوشت تمامی محرومان خاورمیانه افتاده است، به هر ابزاری برای نابود کردن سنت های ریشه دار ما چنگ بزنید، باز نخواهید توانست رد این خشم و خروش های زنده و عمیق را از تاریخ راستین آزادی و برابری خواهی انسان محو کنید.
و اما نکته یی دیگر: در زندان های این کشور به غیر از کارگران و فعالان کارگری، افراد بی شمار دیگری که نامی از آنها نیست و گمنام هستند، به خاطر داشتن مولفه هایی که سیستم برساخته و سپس مطرودشان ساخته است، روزها و سال های زیادی را با رنج و سختی در زندان می گذرانند. رهایی جعفر عظیم زاده از بند، برای ما با رهایی این افراد گره خورده است. امروز که برای بار دیگر به مساله آزادی بیان، آزادی تشکیل اجتماعات و آزادی فعالیت برخورده ایم، بیایید با عمق بیشتری مساله مان را طرح کنیم: خواسته ما، رهایی تمامی انسان های در بندی است که در مناسبات حافظ قدرت حاکم سهیم نیستند. اما این به معنای نفی خواسته های مشخص امروز ما نیست. بر عکس باید بر محور این خواسته های مشخص با تمام توان بکوشیم و دست به سازماندهی بزنیم.
برای دانشجویان چپ در طول تاریخ هیچ گاه مطالبات صرفا دانشجویی ارزش و اهمیت نداشته است. آنها همیشه نیازهای تحتانی-ترین لایه های جامعه را در سنگر دانشگاه فریاد می زدند. امروز هم در همین راستا، با اعلام همبستگی با جامعه کارگری پا به میدان گذاشته ایم. بنابراین از همینجا، در ابتدا اعلام می کنیم، جعفرعظیم زاده گرامی، رفیق و همسنگر ما، صدای تو از درون مرزهای توحش رژیم در گوش ما می یچد و خاموش نمی شود. ما با تو همراه هستیم و یک صدا خواسته ات را که خواسته تمامی فعالان صادق و شجاع دوره ماست، به گوش جهانیان خواهیم رساند. باشد که گوش های کر طبقه حاکم از صحنه های مجادلات قدرتمند ما در آینده به رعشه بیفتد. دوم، از شما، دانشجویانی که صدای جعفر عظیم زاده صدای شماست، چنانچه تا به حال اقدامی نکرده اید، می خواهیم بی تفاوتی به تحقق آزادی همین حالا و همین امروز را کنار بگذارید و به خواسته » رفع اتهام امنیتی از کلیه فعالیت های صنفی» ملحق بشوید. سوم از شما فعالان کارگری که به ستوه آمده اید از فرقه گرایی و هژمونی طبقه حاکم بر فضای فعالیت چپ در ایران و ریشه یافتن ساخت های استثمار طبقاتی به واسطه عمل خود بعضی از جریانات چپ، هر چند که شکل این بازتولید با گفتار و روایت چپ صورت بگیرد، و تشنه فعالیتی پرشور و صادقانه برای هم نوعان تحت ستمتان هستید، از شما درخواست می¬کنیم این مسیر را ادامه داده و با سازمان دادن کارگران مناطق و محیط های گوناگون به تحقق جنبشی عمیقا اجتماعی و سراسری و مستقل در آینده یاری برسانید. نهادهای مستقل ما در دانشگاه در بین دانشجویان، در محیط های کارگری در بین کارگران، در محل زندگی طبقات محروم در بین زنان و تمامی فروشندگان نیروی کار، علی رغم منع و سرکوب حکومت گسترش خواهد یافت .
ما تا تحقق کامل خواسته مان » برداشتن اتهام امنیتی از کلیه فعالیت های صنفی» و تا تحقق آزادی و برابری برای تمامی بی صدایان عالم از پای نخواهیم نشست.
جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه تهران، علامه طباطبایی، سوره و پارس

یافتن مطالب :