نقدی بر مقاله تاملاتی بر ناتوانی سازمانی اشکال کهنه در آوردگاه مسائل نو

تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ – ۱۰:۴۰ ق.ظ

آن چه در زیر می خوانید نقدی است بر مقاله تاملاتی بر ناتوانی سازمانی اشکال کهنه در آوردگاه مسایل نو که چندی پیش در سایت کانون منتشر شده است. این نقد برای سایت کانون ارسال شده است.

از آن جا که کانون مدافعان حقوق کارگر ابراز نظر شخصی و نقد منطقی و محترمانه را در حهت رشد و گسترش مباحث نظری در جنبش کارگری ضروری می داند، این نقد را منتشر کرده است.

با امید موفقیت برای  این دوست کارگر

***
کارگری از خطه خونگرم جنوب شهر آبادان

خانم کامکار:”در آزمونی تاریخ، در سی و اندی سال پیش و پس از غوغاهای بسیار، طبقه‌ی کارگر ایران نتوانست دریابد که آن چه برای سرمایه در شکل شوراهای اسلامی کار در زیر چتر حمایت‌های سیاسی دولت جمهوری اسلامی مفید بود، برای او نمی‌توانست چیزی جز بردگی بیشتر، فقر و فلاکت افزونتر و از هم گسیختگی سازمانی و طبقاتی خود باشد.”والا آخر……

نزدیک ترین هدف کمونیست ها همان است که دیگر احزاب پرولتری در پی آنند،یعنی متشکل ساختن پرولتاریا به صورت یک طبقه،سرنگون ساختن سیادت بورژوازی و احراز قدرت حاکمه ی سیاسی پرولتاریا.

مانیفست حزب کمونیست

نویسنده به بررسی وضعیت طبقه کارگر از زمان انقلاب تاکنون پرداخته است وبعد در تحلیلی دیگر به این طبقه پیشنهاد راه حل را در یک پروسه نوین در یک دنیای نوین را در زیر فشار سرنیزه ارایه میدهد.البته استفاده از دست آوردهای تکنولوژی جدید در بستر مبارزه طبقاتی قابل تامل میباشد.اول اینکه شورای اسلامی کار برآیند مبارزه طبقه کارگر نبوده،بلکه پاسخی بود از طرف بورژوازی نوظهور، به قدرت دوگانه ای که یک کفه آن شوراهای واقعی در درون کارخانه ها و مراکز تولید،وکفه دیگر آن کلیت بورژوازی، که شوراهای واقعی را با اهداف سیطره جویانه خود در تعارض می دید و از طرف دیگر شکست پیشرو سیاسی که وظیفه متشکل ساختن طبقه کارگر را بدوش داشت ، همه وهمه در شکست طبقه کارگر دخیل بودند.در نتیجه خانم کامکار نمی باید طبقه کارگر را به نادانی متهم سازد.در کشوری که در اثر جنگ کارگران پیشرو در صنعت نفت آن هم در خوزستان دچار تشتت می شود ویک دوره خیانت به اصطلاح پیشرو سیاسی را در پیش رو دارد، ایجاد این تشکل های کهنه(سندیکا واتحادیه) هم خود ودیعه آسمانیست و فقط در پرتو ایده کمونیست های پرو غربی می توان نه تنها کارگران را بلکه عموم مردم را به هر چیزی متهم نمود.

واما راه نوینی را که پیش رو طبقه کارگر می گذارد یعنی شیوه نوین واستفاده از دست آوردهای این طبقه که مایه ی انباشت سرمایه شده واستفاده از این دست آورد در جهت رویارویی طبقه کارگر درمقابل بورژوازی، امریست بدیهی.ولی باز نباید فراموش کرد این راه نهایت کار نیست و از ان به عنون استراتژی نباید یاد کرد همان طور که مارکس در مانیفست حزب اشاره دارد این کمونیست ها هستندکه وظیفه متشکل ساختن پرولتاریا را دارند ،غایت کار در جایی دیگر نهفته است قدرت طبقه کارگر در محیط کارخانه است وتوازن قوا در محیط تولید انجام می شود ونه محیط های مجازی وست لایت ،جریان به اضطلاح چپ جدید بر بستر فراگیری عصر ارتباطات،سعی در بی اثربخشی نیروی کمونیست سازمانگر وجایگرینی آن با عصر دهکده جهانی دارند اینهاکسانی هستند که بر این باورند طبقه بدون پیش آهنگ به مانند ریموت کنترل به فراسوی سرمایه به حرکت در می آیدچرا که ریموت انقلاب دست آنهاست ،بدین مناسبت کمونیست ها عملا باعزم ترین بخش احزاب کارگری همه کشورها و همیشه محرک جنبش به پیش اند،اما از نظر تیوری ،مزیت کمونیست ها نسبت به بقیه توده ی پرولتاریا در این است که آنان به شرایط و نتایج کلی جنبش پرولتاریا پی بردند( مارکس مانیفست حزب کمونیست)پس بی دلیل نیست که انقلابات در خاور میانه وشمال آفریقا یکی پس از دیگری دوچار بحران شکست میشوند(به قول شاملو :جنبش های خود به خودی مانند لشکری می مانند که فقط برای شکست خوردن به میدان آمدند) .انقلاب مصر موید این گفتار است.در مصر شیوه نوین سازماندهی وجود داشت ولی از تشکل های از مد افتاده خبری نبودولی در آخر قدرت دردست قداره بندان افتاد،شاید اگر دسته جات سازمان یافته از مد افتاده در مرکز تولید وجود داشت سرنوشت انقلاب مصر، لااقل با سرکوب عریان و آن هم در فاصله کم این طور رقم نمیخورد و مواجهه با ریشخند تاریخ نمیشدیم . شاید اگر پیش آهنگ میتوانست نیروی محرکه اصلی بر بستر شرایط عینی انقلاب با پلاتفرم سیاسی و نظامی به عنوان پیش آهنگ عمل میکرد، انقلاب با شکست مواجه نمی شد .و اما تجربه کوبانی در جای خود قابل تامل می باشد. در آنجا استفاده از شیوه مدرنی که نویسنده از آن یاد می کند ،تا آنجا که این حقیر خبر دارم اثری به این برجستگی نداشت.البته قصد تجویز راه حل کوبانی را ندارم قصدم نگاه های موجود در عرصه مبارزه در دنیای جدید و نگاه های جدید می باشد.نویسنده اشاره ای به متحدان جدیدطبقه کارگر می کند بدون آنکه از آنها اسم ببرد و ماهیتا جهت یابی آنها را شرح دهد . اگر منظور از اقشار خرده بورژوازی است ، باید نقبی به مانیفست انداخت ؛این اقشار همواره تا زمانی که بورژوازی در بحران به سر می برد متحد خوبی هستند ولی همواره خطوط مشخص را با این عناصر انحصار طلب ،باید مرزبندی شود.

 

 

 

 

 

 

یافتن مطالب :