لیبراستارت: از بهار عربی تا حمایت از کارگران ایران

تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۳ – ۱۲:۲۰ ق.ظ

شهناز نیکوروان- بدنبال شرکت رهبران حزب کمونیست کارگری در کنفرانس لیبراستارت در برلین در تاریخ ۲۳ تا ۲۵ مه، با توجه به تاریخچه این گروه بد نیست  بحثی پیرامون شرکت این حزب و اهداف  این حرکات داشته باشیم.

زمانی که یکی از نهادهای مدافع کارگران در ایران اولین مطلبش را در رابطه با فلسطین منتشر کرد (جنبش زحمتکشان فلسطین برای استقلال۱) تعدادی از کسانی که در رابطه باجنبش کارگری فعالیت می کردند سوالشان این بود که چرا در آن نوشته به نهاد لیبراستارت حمله شده و مدارکی دال بر همکاریاین نهاد با نهادهای اسرائیلی و در همان جهت نهادهای دو لتی  امریکایی  کامل نیست و ادعا می کردند لیبراستارت می تواند برای جنبش کارگری بسیاری از کشورها ازجمله ایران به صورت یک کمپین اطلاع رسانی  عمل کند. البته فعالین کارگری در ایران بارها توضیح دادند که فعالیت های مجازی لیبراستارت که در حد گرفتن امضاء برای حمایت از اعتصاب و آزادی کارگران می باشد همانند تاکتیک تروتسکیست های خجول غربی می باشد که دیگر توان هیچ گونه ارتباطی مستقیمی با کارگران ندارند و کارگران نیز آنان را به رسمیت نمی شناسندودر نهایت دودرصد به ایمیلهایی جواب می دهند. خود اریک لی هم مستقیماً به فعالین کارگری در داخل ایران نامه داد و این نامه‌های محرمانه ایشان ویارانش هیچ‌گاه جوابی از فعالین داخل کشور نگرفتند ،چرا که فعالین داخل کشور از ایشان و یارانش درخواستهایی داشتند مبنی بر این که ایشان  عملاً نظراتش را در مورد بدترین نوع راسیسم قرن یعنی اشغال فلسطین توسط اسرائیل بیان کند و اینکه چرا اریک لی هیچ‌گاه در سایتش به مسأله اشغال فلسطین ، وضعیت محرومان ، مساله یک دولت واحد(۲)  و کمپین تحریم ، عدم سرمایه‌گذاری و بایکوت اسرائیل  (۳) نمی پردازد.این سؤالات از این جهت بودکه ایشان بعنوان یک یهودی ،مشاور نتایاهو و یک اسرائیلی اول به جامعه خودش بپردازد و جنبش انترناسیونالیستی پیشکشش. البته اگر این نامه‌های محرمانه در جنبش کارگری ایران انتشار می یافت ،معلوم می شد که حامیان واقعی طبقه کارگرایران چه کسانی هستند. از بد روزگار این افراد نه تنها درسی نگرفتند بلکه ما شاهد حرکات بیشتر آن‌ها چه در کنفرانس ترکیه و دیگر جاها برای ترغیب شرکت فعالین کارگری ایران بوده و هستیم ، گرچه این حرکات نه در ورای نامه‌های محفلی کوچک بلکه در نشست ترکیه نیز دیده شد. افراد ایرانی نه تنها در این کنفرانس شرکت کردند بلکه به تطهیر لیبر استارت نیز پرداختند و فقط درنشست بهار عربی شرکت نکردند چون کنفرانس داخل ایران نبود.

اکثرفعالین کارگری به خوبی می‌دانیم انقلابات رنگی دو دهه گذشته و برنامه‌ریزی آن در منطقه خاورمیانه چه دستاوردی داشته است اما از زمان شروع اعتراضات اجتماعی و بخصوص جنبش کارگری در خاورمیانه در چند سال اخیر باعث شده تا امپریالیسم و وابستگانش در اشکال گوناگون شدیدا به جنبش افتاده و با تشکیل انواع گوناگون کنفرانسها ،سمینارها و کنگره های دروغین به دنبال جهت دهی مبارزات کارگران در کشورهای منطقه می باشند و جالب است موسس لیبراستارت یکی از طرفداران جدی دولت اسرائیل که بشدت ضد فلسطین وضد منافع کارگران آن جا می باشد،و در کنفرانس ترکیه دیده شد که چگونه با جریانات طرفدار فلسطین برخورد کرد. و ایشان از حمایت مالی و سیاسی حامیان کشور اسراییل و نهادهای امریکایی برخوردار می باشد.(۴) اما در این میان مساله ای که بسیار با اهمیت می باشد ضد اسراییل بودن کمونیستها می باشد و به جرات می توان ادعا کرد که چپ در ایران بخشی از محبوبیت و جایگاهش در میان مردم را مدیون حمایت از مردم فلسطین و مبارزه علیه حکومت نژاد پرست اسراییل،مبارزه علیه آپارتاید افریقاومبارزات آزادیبخش بوده است.در حالی که عده ای از” به اصطلاح کمونیستها” در لیبراستارت به دنبال منافع کارگران ایران می باشند .

خانم دانشور بعنوان مسئول کمپین زندانیان کارگری در ایران با اظهار خشنودی از شرکت در این نشست اذهان می کند که ما از آن‌ها خواستیم که برای آزادی فعالین کارگری ایران کمک کنند(۵).

 اریک لی با برگزاری این کنفرانس که در انتهای کنگره کنفدراسیون  بین المللی کارگری ای که در برلین بود،چند هدف داشت: یک- جمع کردن چپهای اروپایی و گرفتن حمایت از آن‌ها برای فعالیت های لیبراستارت دو- گرفتن حمایت از کنفدراسیونهای کارگری برای پیشبرد کمپین هایش سوم- گرفتن کمک مالی در این مقطع از بنیاد فردریک ابرت است . چون می داند آلمان تنها کشوری است که کمتر کسی می تواند از سیاست اسرائیل در فلسطین انتقاد کندو این بنیاد بیشترین کمکهایش را در دفتر تل آویو به هر نهادی که به پاسداری از اسرائیل بپردازد می دهد و درانتها بعنوان یک یهودی برای محکم کردن ملت یهود و پاسداری از اورشلیم سرزمین مسیحایش کمک کند.

البته ما پیش‌بینی می کنیم که افرادی در نقد این نظرات برای خالی نبودن عریضه مدعی خواهند شد که مباحث نوشته شده در بالا حمایت از جریانات بنیادگرایی می باشد ولی جریانات بنیادگرایی منطقه و بطور مشخص ضدامپریالیستهای دروغین  تا بحال در داخل ایران توسط گرایشات و افراد مشتقل نیز افشا شدند. و معتقدیم تنها حامی جدی جنبش کارگری ایران در منطقه جنبش کارگری فلسطین است و فقط کافی است نگاهی به عملکرد درون نهادهای کارگری جهانی بیندازیم و ببینیم که چطور جنبش کارگری فلسطین در همان زمان که حزب الله وحکومت  ایران را افشا می کنند در مقابل حامیان حکومت ایران نیز می ایستندو معتقدند که ایران سد بزرگی برای جنبش کارگری منطقه می باشد زیرا جمهوری اسلامی با تفرقه اندازی در جنبش کارگری فلسطین مشکلات زیادی برای کارگران فلسطینی بوجود آورده و می آورد. (نهاد دست ساز حماس همانند خانه کارگر نهاد خیریه ای از طریق ذکات در غزه در مقابل جنبش مستقل کارگری در شهرهای دیگر فلسطین که مجموعه ای از جریانات چپ ، جرج حبش وحزب کمونیست فلسطین )

ما دیده ایم که بسیاری از یهودیان چپ مستقل چگونه در مقابل اریک لی و سیاست به اصطلاح انترناسیونالیستی دروغین او ایستادند و این نوشته به هیچ وجه نمی خواهد یهودی ستیزی را برجسته کند،ولی گرفتن حمایت از دولت  اسرائیل  توسط نهادهای کارگری ایرانی حتی در عرصه تبلیعات از طریق رادیو اسرائیل نیز محکوم است.

اما این حرکت خانم دانشور جای چند سئوال را باز می  گذارد:

اول این که خانم دانشور شما نمی خواهید بپذیریدکه اکثر شرکت کنندگان در این کنفرانسها از چپهایی که خودشان یهودی تبار هستند ،می‌باشند( یا می‌شود به آن‌ها صهیونیستهای سرخ لقب داد (با نگاهی به لیست خبرنگاران سایت لیبر استارت می توان این رادریافت ، بخش عمده آن‌ها  بازنشسته هستند و تعدادی از آنها از رده های پایین اتحادیه و بیشتر مخالف نهاد کارگری می باشند و در مقوله سوسیال دمکراسی می گنجند وتعداد معدودی نیز وجود دارند که واقعاً علاقمندند بدانند چه کمکی می توانند بکنند، که با مشاهده عملکرد کنفرانس در کنفرانس بعدی شرکت نمی کنند.در رابطه با ایران بجزگرایش شما که کاسب کارانه به اسرائیل نگاه می کنید، کمتر چپی را می توان در جنبش کارگری و عدالتخواهی ایران در حال حاضر دید که با فعالیتهای اریک لی در رابطه با جنبش کارگری خاورمیانه و فلسطین موافق باشد. حمایت از مبارزات مردم فلسطین پاشنه آشیل چپ های ایران است و شما چگونه در مجموعه لیبراستارت می خواهید از جنبش عدالتخواهی ایران دفاع کنید؟

دوم کدام نهادهای واقعی از کارگران فلسطینی  و افغانستانی  و ایرانی بجز شمادر این سمینار شرکت داشتند ؟و دستاورد لیبراستارت یا اریک لی برای کارگران فلسطین وافغانستان در این کنفرانسها چیست؟ گرفتن حمایت از بقول خودتان فعالین اسرائیل در این کنفرانس فضیلتی بشمار نمی آید ،از آن‌ها می توانستید بپرسید نظرشان در رابطه با کارگران فلسطینی که در اسرائیل شهروند درجه دو به حساب می‌آیند و از بسیاری از رشته های دانشگاهی محرومند و بسیاری از مشاغل به آن‌ها تعلق ندارد، چیست؟

سوم حاصل چند سال نشست های لیبراستارت به اسم بهار عربی برای کارگران منطقه چه بوده است ؟ کسانی که سردمدار آن کنفرانس بودند امروز حامیان ال سیسی شده‌اند . (۶) درمقاله ای جداگانه به مسأله جنبش کارگری عراق توسط فعالین کارگری پرداخته شده و همکاری نهاد کمونیست کارگری عراق و سالیدریتی سنتر را نشان داده اند.

شما نمی خواهید باور کنید که نمایندگان واقعی کارگری ایران  خواسته هایشان درنشست های کارگری بخصوص آی ال  او هر سال بررسی می‌شود ولی جناح اپورتونیست راست کارگری ،جریانات طرفدار هیئت موسس وخانه کارگر ، گرایشات حزب توده و اکثریت (زیرمجموعه دبلیو اف تی یو-دوستان حزب کمونیست اسراییل)و شورای عالی کار و کانون عالی کارگری اجازه عملی شدن این خواسته ها را در حمایت از حکومت جمهوری اسلامی نمی دهند.

و جناح چپ اپورتونیست هم چون کار خودشان در آن برجسته نمی شودوسهمی در آن ندارندونمی بینند، سنگ اندازی می کنند.و به گونه ای برخورد می کنند که کار با اهمیتی صورت نگرفته و آن را بی اهمیت جلوه می دهند،ولی بپذیریم نهادهای کارگری در ده سال گذشته اجازه  ندادند یک نهاد غیر کارگری دولتی ایران در هیچ کمیته ای در کنفرانس آی ال او حضور داشته باشد و آن‌ها رابه حال خودشان گداشته انذ که خاویار و عسل بفروشند.

و در پایان می پرسم چقدر مطمین هستید که شاهرخ زمانی ، رضا شهابی ،محمد جراحی و سایر زندانیان کارگری از این که در یک نهاد نژادپرست و در عین حال ضد کارگری ازآنان حمایت می شود راضی و خرسندند و اگراز این عملکرد شما در کنار اریک لی  اعلام ناخوشنودی کنند ،شما چه جوابی خواهید داد؟

در ده سال گذشته بحرانهای اقتصادی جهانی و منطقه خاورمیانه منجر به عروج جنبش های کارگری رادیکال در جهت تغییرات بنیادی شد .لذا لیبر استارت و حامیانش برای جلوگیری از پیروزی و نتیجه بخش بودن این جنبش های اجتماعی و کارگری مانند بهار عربی که مبادا منجر به تشکیل دولتها یا نهادهایی شود که منافع وموجودیت اسراییل را به خطر اندازد ،فعالیت می کنند و سیاستهای خاص خود را در جهت خنثی و از بین بردن این جنبش هات بوسیله کنفرانسهایی که توسط کمک ها و حمایت های کشور های غربی و استرالیا به اجرا در می آورد.و گویا اکنون منتظر شروع آتش نشان جنبش کارگری در ایران هستند .اریک لی خواهان ارتباط با جنبش کارگری ایران می باشد اما جنبش کارگری ایران خواهان هیچ گونه ارتباط با اریک لی نمی باشد ، پس شما نقش محلل را بازی نکنید.

[۱].        http://www.kanoonm.com/436

 

۲٫        http://en.wikipedia.org/wiki/United_Nations_Security_Council_Resolution_242

            قطعنامه معروف سازمان ملل که درسال هزارو نهصدو شصت و هفت تصویب شده یعنی برسمیت شناختن دو کشور فلسطین و اسرائیل ازآنزمان تاکنون اسرائیل نه تنها این قطعنامه را قبول نداشته بلکه با آشغال فلسطین بمرور این جامعه را از بین برده و تنها بیست و پنج درصد ازآن زمینهای سال شصت و هفتاد در اختیار فلسطتین ها مانند که امروز شعار دو ملت عملاً معنیندارد و فلسطینها حرف یک جامعه سکولاررا عنوان میکنند

 

۳٫        http://www.bdsmovement.net/

۴٫     kanoonmodafean1.blogspot.com/…/blog-post_22.htm

۵٫        http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk313/pdf/kk313.pdf

۶٫        http://www.arabsi.org/

۷٫        http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=6570

          زمانی که ما هنوز در رهبری حزب بودیم از درون، این سیاست ها و مواضع را نقد و در نتیجه تعدیل می کردیم. یکی از مباحث داغ و مشاجرات ما با رهبری فعلی حزب دقیقا بر سر مواضع حمید تقوایی بر سر مساله فلسطین و نزدیکی مواضع او به قطب تروریسم دولتی بود. کسی که با لحن تمسخر آمیز درباره کشتار مردم غزه و بیش از ۳۰۰ کودک، از ما می پرسد که چرا علیه دولت اسرائیل موضع می گیرید، “مگر حزب کمونیست کارگری اسرائیل هستید؟” یا “اومانیسم تان گل کرده است؟” جایی برای دفاع از موضع خود باقی نگذاشته است. رفتن به کنج “خارج از متن از حمید تقوایی نقل قول آورده اید” این ننگ را پاسخ نمی گوید

 

 

یافتن مطالب :