از سری مطالب ویژه نامه روز جهانی کارگر: “روز کارگر”

تاریخ انتشار: ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ – ۱۱:۵۱ ب.ظ

مسعود حسینی-لباس­ها­یش را کامل پوشیده بود و همین­طور که صبحانه می­خورد تیترهای روزنامه­ی امروز _یازدهم اردیبهشت_ را نگاه می­انداخت…

«بر اثر انفجار یک بمب در … ۳۰۰ نفر کشته و زخمی شدند»

کمی نگران به نظر می­رسید، ماشین­اش تعمیرگاه بود و از صبحِ زود هم به شدت باران  می­بارید…

«برخوردِ شدید پلیس با کارگران اعتصابیِ….»

آرنج­اش به لبه­ی میز برخورد کرد و استکان چایی روی پیراهن­اش ریخت…

«تورم ۳۵ درصدی در راه است»

کم کم داشت دیراش می­شد …

«سارقین مسلح پس از سرقتاز محل گریختند»

سراغ کمد لباس­هایش رفت تا پیراهن مناسب پیدا کند…

«تهدیدبه استفاده از بمب اتم در مقابل …»

هیچ کدام از پیراهن­هایش اطو کشیده ، نبود…

«پسری پدرش را در وان حمام خفه کرد»

با عجله به اطو کردن یکی از پیراهن­ها مشغول شد…

«شایعه­ی بمب­گذاری در ورزشگاهباعث لغوِ بازی دو تیموشد»

حسابی دست­پاچه بود….

«کارگران کارخانه ی….. شش ماه است که حقوق نگرفته اند»

تلفن زنگ زد. وقتی به سمت تلفن می­رفت، جیب شلوارش به میز اطو گیر کرد و کنار جیب­اش شکافته شد.

«مردمی که در راه پله­های دادگستری­ها سرگردانند»

از پاسخ دادن به تلفن منصرف شد….

«رضایت دولت از روند خصوصی سازی در بخش حامل­های انرژی»

حالا باید فکری هم برای شلوارِ شکافته شده می­کرد…

«دو شرور دربه دار مجازات آویخته شدند»

از آن جا که شلوار مناسب دیگری نداشت به دوخت و دوز شلوارش مشغول شد…

«محکومیت مجددبه خاطر نقض حقوق بشر»

موبایل­اش زنگ می­زند، به او خبر می­دهند که کارگرهای کارخانه اعتصاب کرده­اند و اوضاع خیلی خراب است…

پیراهن­اش را با همان لکه­ی بزرگ چای ، و شلوار را اطو نکرده پوشید و کیف­اش را زیر بغل زد و با عجله رفت…

یافتن مطالب :