غران چو یکی شیر (از مجموعه مقالات ویژه نامه ۸ مارس)

تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۲ – ۳:۵۸ ق.ظ

علی اصغرزاده- پنج میلیارد سال از تاریخ پیدایش زمین می گذرد و چندین هزار، هزار سال از حضور انسان بر روی زمین گذشته است. اما این که، این حضور خلقت است یا نظریه تکامل در این مقوله نمی گنجد.

ما می خواهیم بررسی کنیم یکسان بودن مرد با زن را. و هر متفکری که به این بررسی می پردازد، می نویسد که آیا زن با مرد برابر است؟ و این نگرش ناخودآگاهانه بر تربیت مرد را مطرح می کند.

واضح است که تفاوت هایی بین فیزیک زن و مرد، مشخصه شناختی آن هاست. اما با نگاه علمی تر این شکل تکاملی در ابعاد توانمندی علمی و فیزیکی زن و مرد راه به جایی نمی برد.

چرا که در بین زنان متفکرین و ورزشکاران و متخصصین کم نبودند که گوی سبقت از مردان ربودند. اما آن چه که کیفیت را در مردان مشهود می کند همان مشخصه مردسالاری از پیدایش تمدن اولیه بشری می باشد.

هنوز تاریخ تمدن بشر نتوانسته است ثابت کند که برای اولین بار به اندوختن ثروت پی برد زنیا مرد. ولی آن چه واضح است، این مرد بود که با فیزیک توانمندش می توانست ثروت و سلطه را الگوی زندگی خود قرار دهد و زنان را چون در تولید مثل اصل بودند در مرحله بعد خود قرار دهد. زن به خاطر نوع تکاملش مکلف شد، برای مرد فرزندانی را پرورش دهد تا در کار اجتماعی خانواده نقش تولیدی داشته باشند. این شد که ناخواسته زن در ردیف دوم قرار گرفت و چنین القایی هزاران سال در مغز زن تکامل پیدا کرد.

زن ساخته شد به دنیا بیاورد، رخت شویی کند، گله را بدوشد، نظافت کند و از این دست کارهای درجه دوم انجام دهد. اما مرد حسابداری کند، طرح های ساخت و سازها را به وجود آورد و در کل از مغزش بیشتر استفاده کند. حتا مرد مزدور هم با همین اندیشه، تکامل پیدا کرد که پس از کار روزانه در خانه به آسایش و استراحت پرداخته و بر امور خانه داوری و سرپرستی نماید. این نابرابری در تاریخ تمدن دنیا ثبت است و چاره ای جز پذیرش نداریم، اما می توانیم این ناهنجاری را دگرگون کنیم. با این که سالیان است در کشورهای متمدن و قانونمند این برابری انجام شده است اما باز با نقص های سنگینی روبروست. یک نمونه ساده و روزانه که تمام مردان می گویند. پسرمن، دخترمن، زن من، خانه من، و الی آخر، قابل ذکر است.

فقط در مورد فرزندان از ما مردها سوال کنید به جز انتقال نطفه برای پرورش فرزند کار دیگری بلد هستیم؟ و یا بخواهید فرزندی را به دنیا آورده و شیر دهیم. به قدمت پنج میلیارد ساله زمین فرصت دهید نمی شود.

البته زن هم به تنهایی صاحب فرزند نمی شود. زایش یعنی بقا و این بقا دو جنس را می طلبد، ‌پس به همین سادگی می توان گفت، زن و مرد مکمل هم هستند، نه معادله برابری زن در روند تکامل به همراه مرد یعنی زندگی و تمدن و تولید نیازمندی های اجتماعی. خب این جاییست که باید بگوییم، یک آدم تو، یک آدم من، تو زن، من مرد. تا این معادله برابری را ببندیم و اصل تکامل را در مقایسه زن و مرد بررسی کنیم.

که نتیجه می گیریم هر کدام در جایگاه تکاملی خود عنصر مفید بر روابط اجتماعی هستند. اما چرا مردان در پروسه گذار تاریخ نسبت به زنان گوی سبقت را ربوده اند، به یقین بر می گردد به دوران ماقبل تاریخ یا دوران     اولیه که مردان به خاطر فیزیک قوی خود به شکار می رفتند و از عامیت خانواده و قبیله در برابر تهاجم احتمالی دفاع می کردند و زن در اداره غار یا سازه زندگی آن دوران می ماند و به کارهای روزمره می پرداخت. این تکامل  فکری در طی سالیان سلطه خود را بر نابرابری زن و مرد به ظهور گذاشت و اینک که علم به پیشرفت های آن چنانی رسیده و هم چنان در حال سعود است زن در مرحله دوم زندگی اجتماعی قرار دارد. به خصوص در کشورهای عقب مانده با حکومت های ارتجاعی، این نابرابری عریان ترین پدیده روابط اجتماعی است.

یقین بدانید با این گونه اجتماعات و تظاهرات علیه این نابرابری مسئله حل نخواهد شد که میلیارد سال از حکومت مردسالاری بر جوامع گذشته است و باید میلیارد سال مبارزه شود تا برابری و مساوات برقرار گردد.

ولی این نکته به منزله ناامیدی نیست که گفته اند با یک گل بهار نمی شود ولی نوید بهار که می دهد. اما یک تحول اجتماعی ناب این نابسامانی را محو خواهد کرد و زنان در پروسه عمل به آن خواهند رسید، تا در جزء اصلی قانون مندی های انسانی قرار گیرند. چند نمونه در این بخش ذکر کنم که زنان بر تربیت خود را نشان دادند. مورگان شوستر مورخ و کارشناس اقتصادی امریکا که در اواخر حکومت قاجاریه در اقتصاد ایران آن ایام بنا به قول تاریخ خدمات قابل ذکری انجام داده بوده بود در کتاب خود(حلق آویز کردن ایران) می نویسد:‌از سال ۱۰۹۷ به بعد، زنان ایران اگر نگوییم مترقی ترین، حداقل در شمار رادیکال ترین، زنان دنیا درآمده بودند. اگر بیان این مطلب افکاری را که قرن هاست شکل گرفته مشوش می سازد، اهمیتی ندارد. این حقیقتی است که باید پذیرفته شود.

دقت کنید، او می نویسد افکاری را مشوش می سازد که قرن هاست که سلطه مردان را زنان شکل داده و شما خانم ها باید به اندازه قرن ها تلاش ها کنید تا این سلطه را محو نمایید، اما تحمل قرن ها کار و تلاش، سنگینی خود را دارد. پس باید همانند شیر که غرش اش تمام دشت را می لرزاند، شما با یک غرش طوفانی اجتماع مردان مرتجع را به شن ریزه ها تبدیل کنید. شوستر مطمئن بود که زنان ایران با تجربه ای اندک و ناچیز ناگهان تبدیل به آموزگار، روزنامه نویس، بنیانگذاری کلوپ زنان و سخنران در مسایل سیاسی شده بودند، به دستاوردهایی رسیدند که برای جنبش زنان غرب، دهه ها و قرن ها طول کشید تا در این سطح پیشرفت داشته باشند.

شوستر این گذاره از خانه داری به امور اجتماعی و سیاسی را در درون انقلاب مشروطه ذکر می کند. ما اکنون شاهد هستیم زنان، معلم، پزشک، پرستار، مدرس دانشگاه، و مشاغل دیگر انجام می دهند.

اما نهایت برابری زن و مرد این است؟ ما مردان رادیکال این دوره فریادمان از نیم بودنمان است. من اگر امروز صحبت از زنان به میان می آورم به این دلیل است که نیمه گمشده من کجاست؟ تا پیدایش کنم که به تکامل برسم. داشتیم به تکامل می رسیدیم و مدت کوتاهی برابری را کم و بیش تجربه کردیم اما سرمایه در هجوم ناجوانمردانه اش، ما را همچنان دو نیم کرده و برتری مرد را مسلم شمرد.

امروز یک مرد افلیج اما به جسمی سالم روبه روی شما ایستاده، نه تنها من که چون من هزارن، هزار تا به یاوری شما از پوسته افلیجی خودمان بیرون آمده و به تکامل برسیم. زنان هم وطن فکر نکنید که امروز فقط ما مردان احتیاج به چتر حمایتی شما داریم که در یک قرن گذشته روشنفکران و مبارزان بزرگی مثل علامه دهخدا، ایرج میرزا شاعر و مورخ و نویسنده که وکیل الرعایا و نقی زاده نمایندگان مجلس شورای ملی در دوران مشروطه و پس از آن شما را رکن تکامل مبارزه مردان می دانستند. و من به عنوان وابسته به یک جریان سیاسی و نظامی از سال ۱۳۵۰ تا امروز زنانی را به یاد می آورم که در کنار مردانی از جنس خودشان آزادی را به تصویر کشیدند و در تاریخ مبارزاتی ایران ضربات جبران ناپذیری بر سلطه سرمایه و ارتجاع کوبیدند.

شاید بگویید آن ها به قتل رسیدند، ولی برای قتل آن ها سرمایه چه هزینه ها پرداخت تا صدایشان را در نطفه به دار آویزد، اما چه شد؟ امروز در کوی و برزن و دانشگاه و کارخانه و ادارات بذر آنان به گل نسشته است.

زنانی هم قد و قواره شما، هم صلابت شما، هم صداقت شما. و آرزوی من که روزی چنان کنید. نه تنها تدریس و پرستاری و کارگری و چه و چه، نقش نیمه خود را در قوای سه گانه، مجلس ملی، دولت مردمی، و قضاییه به اجرا بگذارید. و آن چه که قرن هاست به خدعه و زور گرفته اند بازپس گیرید.

چرا باید نیم بیشتر انسان های روی زمین به دلیل زن بودن در قفس ارتجاع قرار گیرند، و هراز گاهی برای فریب، بعضی زنان را در مشاغل کلیدی شاغل کنند؟ مثل دولت کنونی ایران که سخنگوی وزارت خارجه زن است و در دولت گذشته وزیر بهداشت، و به تعداد انگشت های دست نمایندگی مجلس شورا.

و در شیپور می کنند که زنان ایران هم ردیف مردان قرار گرفتند، که گفتم جمله هم ردیف و برابر قرار گرفتند از بنیاد غلط است. امیدوارم اهل کوه نوردی باشید. قوه جاذبه زمین از ابتدای صعود بر فرد صعود کننده فشار مضاعف می آورد و در ارتفاع بالای ۶۰۰۰ متری رقت اکسیژن تنفس را مختل می کند. سرما و یخ و بوران های نابهنگام هم صعود را مشکل تر می نماید. اورست را همه می شناسید که صعود به آن چه مشکلاتی دارد. با تمام این توصیف ها خانم پروانه کاظمی چند سال پیش اورست را فتح کرد و نام خود را در این ورزش جاودانه ساخت. در المپیک ۱۹۷۶ دختر خانم ۱۴ ساله ای به نام نادیا کرمانچی کل مدال های زنان را در رشته ژیمناستیک از آن خود کرد، آن هم با نمره کامل ۱۰ در تمام وسایل، اولین زن فضا نورد شوروی به نام(والنسینا ترشکوا) که در تاریخ فضانوردی ماندگار شد.

در علم و علوم اجتماعی، سیاسی، زنانی چون مادام کوری برنده جایزه نوبل در فیزیک، اتل لیلیان ویلیج نویسنده رمان خرمگس از شاهکارهای سیاسی ادبی و در بازیگری، زنان اسکار گرفته که دو تن از معروفترین آن ها با فیلم های شناخته شده(شاید شما هم دیده باشید) ، خانم جنیفر جونز با فیلم آواز برنادت و سوزان هیوارد با فیلم(می خواهم زنده بمانم) و در سینمای ایران خانم آذر شیدا هنرمند دهه ۴۰ با فیلم(پرستوها به لانه برمی گردند) از به نام ترین زنان سینمایی ماست.

خانم فلورانس ناینتیگل که بنیان گذار پرستاری نوین زمان خود بود که معروف است به بانوی فانوس به دست. ایشان در شب با فانوس به میدان های جنگ های کریمه می رفت و به مداوای مجروحین مبادرت می کرد. هم کاری بود انسانی و هم ساختارشکنی مردسالاری که تا آن وقت زنان پشت جبهه پرستار بودند. خانم هلن کلر زنی کر و لال که برای کودکان کر و لال کلاس های آموزشی ترتیب داد و در این زمینه صاحب افتخاراتی شد. در امور سیاسی خانم ژاندارک همه می شناسیم، او علیه سلطه انگلیس بر کشورش فرانسه رهبریت ارتش مردمی را به عهده داشت تا این که اسیر شد و زنده زنده در آتش سوزاندنش.

خانم(واری نیا) همسر اسپارتاکوس که همدوش شوهرش اولین قیام ثبت شده علیه برده داری رهبری کرد. آن چه کوتاه ذکر شد از کشور است یعنی در کشور ما نیست؟

اشاره کنم یه خبر روزنامه کیهان در سال ۱۳۳۱ بعد از قتل عام سی ام تیر.

(از موضوعات بی سابقه ای که در حوادث سی تیر تهران جلب توجه می کرد یکی هم احساسات انقلابی زنان پیر و جوان و تظاهرات شدید آن ها در حمایت ازدکتر مصدق بود. در میدان بهارستان خانمی ۴۰ ساله بالای دوش چند زن جوان رفته و طی نطق خود مردم را سخت تهییج می کرد و چون لحظه به لحظه بر تعداد مردم افزوده شد مامورین به سرعت یورش بردند و در نتیجه پسر بچه ده، دوازده ساله ای به قتل رسید.)

و آن چه که ما چپ ها یر آن افتخار می کنیم و تاج سر خود می دانیم. رفیق کبیر خانم فاطمه سعیدی مادر جان باخته نادر شایگان شام اسبی با داشتن ۲ پسر نوجوان و یک پسر جوان دیگر مبارزه می کرد تا اسیر ساواک شد. توان مقومت او زیر شکنجه های ددمنشانه مزدوران رژیم پهلوی زبان زد هر مبارزی شد و بر این اساس لقب(مادر جنبش کارگری به او هدیه شد) از دهه پنجاه تا کنون.

مرضیه احمد اسکویی، شیرین و نسرین معاضد، شهین و سیمین توکلی، مهرنوش ابراهیمی، اعظم و نزهت السادات روحی آهنگران، زهره آقا نبی قلهکی، زهره و نسرین و سیمین پنجه شاهی، پریدخت آیتی، نادره احمد شاهی، ملیحه زهتاب، صدیقه رضایی، نسرین نیک سرشت و فاطمه امینی و نیمه به قتل رسیده من رفیق کبیر زهرا به کیش.

این ها و صدها زن چون شما در نیم قرن گذشته، چرخ های جنبش رهایی بخش کارگری ایران را به حرکت درآوردند و بر آسمان میهن ستاره گشتند. شکنجه، قتل، قبور گمنام ساخته سرمایه برای سر زنان مبارز بود، اما سرمایه باخت اگرچه بر پیکر بی جان آنان چون قانون چنگیزی تاخت اما آنان همیشه در قلب ما زنده هستند. زن یعنی این. ناخن های برنده دست کارگران و مبارزان.

رخت شویی را ماشین لباسشویی بهتر از شما انجام می دهد. شما به دنیا نیامدید، بزرگ نشدید، تا زایش کنید، غذا دهید و بمیرید. با تمام وجود پوزش گاو هم این می کند.

تفاوت انسان با حیوان در تکامل است، تکامل یعنی ما به دیروز تعلق نداشته باشیم، یعنی امروز جمله ای جدید بیاموزیم، یعنی تحرکی بیشتر از دیروز داشته باشیم، یعنی بدانیم کشورمان را چه کسانی تکه، تکه، می بلعند.

اگر مادر شما معنای رهایی را نمی دانست و شما همان باشید، چه تفاوت با مادر دارید؟ شما بر اصل تکامل تکیه بزنید و فریاد کنید، مادران و پدران ما چه حقی داشتند قانون اساسی را بله بگویند، که امروز با زور و جبر ما را خانه نشین، چادر به سر و دست دوم قرار دادند. یک روز قلدری چادر از شما گرفت و به اسم تجدد ثروت ملی شما را غارت کرد و یک جبر چادر بر سر شما کرد و ثروت ملی را غارت.اولی هم نگفت نیم ایران شمایید. دومی هم نیم ایران را در به اصطلاح، شرف، خانواده، عزت خانه، حرمت خانواده، دین خانواده، اسیر کرد. ما به جز غل و زنجیر چه چیز داریم که از دست و پایمان باز شود.

رئیس جمهور باید مرد باشد، قاضی باید مرد باشد، ولی فقیه باید مرد باشد، حاکم باید مرد باشد، محکوم باید زن باشد. و آنوقت شعار می دهند مرد از دامن زن به معراج می رود. ما فریاد می کنیم مرد مرتجع، حکومت دیکتاتور از روی جنازه زنان عبور می کند و گاو صندوق بانک مرکزی را سوراخ.

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد. عزیزان آزادی همزاد شما و ماست. کسی نمی تواند آن را به ما بدهد، اما می توانند سلب کنند.

شما دست ما باشید، مغز ما باشید، یاد ما باشید در شکستن غل و زنجیر آزادی

یاد زنان جان باخته جنبش کارگری همیشه جاوید

یافتن مطالب :